خرید بک لینک

خرید اکانت های نود۳۲ از یک ماه تا یک سال

سامی آپدیت

سازگار با تمام نسخه ها

قابل استفاده بر روی تمام ویندوز ها

قابل استفاده بر روی تمام نسخه های آنتی ویروس ( Nod32 و Smart Security) قابل استفاده بر روی نسخه های ۴ و ۵ و ۶

برای دیدن اطلاعات بیشتر و خرید اینجا را کلیک کنید

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 13 / 12 / 1392 ساعت: 0:35

به گزارش مشرق، اخبار رسيده از استان سيستان و بلوچستان حاکي از آن است که مولوی "احمد ناروئی" از مدرسان حوزه دارالعلوم و امام جمعه موقت مسجد مکی اهل سنت زاهدان دقایقی پیش در سانحه رانندگی در منطقه "حصاروئيه" زاهدان درگذشت.

مسوول حوزه دارالعلوم و امام جمعه مسجد مکی اهل سنت زاهدان با تایید این خبر گفت: مولوی احمد ناروئی از علمای صالح و دلسوز بود که فقدان آن مرحوم ضایعه بزرگی است.

در همين راستا مولوی "عبدالحمید اسماعیل زهی" با بیان اینکه خودرو حامل مولوی احمد ناروئی دقایقی پیش در منطقه حصاروئیه واژگون شده، از عموم مسلمانان خواست برای آن مرحوم دعای خیر کنند.

در همین ارتباط "محمد امیر براهویی" عضو شورای شهر زاهدان گفت: دو نفر از همراهان وی نیز مجروح شده اند.

مولوی "عبدالحمید اسماعیل زهی" با بیان اینکه خودرو حامل مولوی احمد ناروئی دقایقی پیش در منطقه حصاروئیه واژگون شده، از عموم مسلمانان خواست برای آن مرحوم دعای خیر کنند.


برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 26 / 12 / 1392 ساعت: 16:41

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در زاهدان، مولوی «احمد نارویی»در مسیر جاده چشمه زیارت بخش مرکزی زاهدان به حصاروییه بر اثر سانحه تصاوف درگذشت.بر اساس این گزارش، مولوی «عبدالغنی بدری»، معاون آموزشی مسجد مکی نیز در این سانحه مجروح شده که برای مداوا به بیمارستان منتقل شده است و حال وی وخیم است.شایان ذکر است مولوی احمد نارویی داماد امام جمعه مسجد مکی اهل سنت زاهدان و امام جمعه موقت مسجد مکی و معاون امور مالی حوزه علمیه مکی زاهدان بود.940/ت303/س

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در زاهدان، مولوی «احمد نارویی»در مسیر جاده چشمه زیارت بخش مرکزی زاهدان به حصاروییه بر اثر سانحه تصاوف درگذشت.بر اساس این گزارش، مولوی «عبدالغنی بدری»، معاون آموزشی مسجد مکی نیز در این سانحه مجروح شده که برای مداوا به بیمارستان منتقل شده است و حال وی وخیم است.شایان ذکر است مولوی احمد نارویی داماد امام جمعه مسجد مکی اهل سنت زاهدان و امام جمعه موقت مسجد مکی و معاون امور مالی حوزه علمیه مکی زاهدان بود.940/ت303/س

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 26 / 12 / 1392 ساعت: 16:37

سال 1393
سال اسب

لحظه تحویل سال به ساعت رسمی جمهوری اسلامی ایران:

ساعت 20 و 27 دقیقه و 7 ثانیه روز پنج شنبه 29 اسفند 1392 هجری شمسیمطابق 18 جمادی الاولی 1435 هجری قمری و 20 مارس 2014 میلادی

و در ادامه مطلب...

-------------طالع بینی سال 1393---------------


فال سال 1393

لحظه تحویل سال 1393 هجری شمسی :

پنجشنبه 29 اسفند 1392 , ساعت 20:27:07 - مطابق 18 جمادیالاولی 1435 هجری قمری و 20 مارس 2014 میلادی .

-------------طالع بینی سال 1393---------------

نام سال : اسب

فال و طالع بینی سال 1393 هجری شمسی (سال اسب)

چینیها معتقدند بودند در شروع سال نو ازبین تمام حیوانات تنها دوازده حیوان را برای گردش زمین انتخاب کرده است که به ترتیب ظاهر می شوند وانسانها برحسب تولد در سال مورد نظر دارای همان خصوصیات می باشند .این حیوانات به ترتیب : موش ، گاو ، ببر ( پلنگ ) ، گربه ( خرگوش ) ،اژدها (نهنگ) ، مار، اسب ، بز (گوسفند) ،میمون ، خروس (مرغ وجوجه) سگ وبالاخره خوک می باشند . شبیه همین اعتقاد نیز بین ما ایرانیان وجود دارد.


فال سال 1393

سال 1393 به نام اسب می باشد ببینیم سال اسب برای ما چگونه خواهد بود :

خصوصیات متولدین سال اسب :

نجیب و برازنده , اسب همیشه فوقالعاده به نظر میرسد عاشق مکانهای عمومی، ورزشکار، شوخ، نکتهسنج، زرنگ، ناآرام، خودخواه، خوددوست، اقتصاددان، به خاطر عشق از همه چیز میگذرد. خونگرم هیجانی و ناآرام است. اسب با بز و سگ و ببر میتواند زندگی خوبی داشته باشد ولی با موش هرگز.اسب همیشه خود را آراسته و ستودنی می نماید . جاذبه جنسی او خیره كننده است و می داند چگونه لباس بپوشد. او به مكان های عمومی مانند: كنسرت، تئاتر، گردهمائی ها، مسابقات ورزشی ومهمانی ها علاقه خاصی دارد. وی اغلب خوش اندام و ورزشكار است.اسب بسیار خوش برخورد ، خوش صحبت، با نشاط، دلسوز،شوخ، سرگرم كننده و در همه حال محبوب و دوست داشتنی است.روحیه اسب با فعالیت های سیاسی بسیار سازگار است و این گونه كارها او را خشنود می كند و به او امكان رشد می دهد. اسب با شگردی خاص ، دیگران را زیر سلطه خود در می آورد و فرمان بردار خود می كند.اسب بسیار حاضر جواب است و پیش از آن كه لب به سخن بگشایید بحث وگفت و گویی ـــ چه در آن سر رشته داشته باشد یا نه ـــ وارد شود و بر دیگران پیشی بگیرد.اسب در كارهای عملی هم به اندازه كارهای فكری ، توانمند، خلاق و ماهر است. اما در حقیقت ، او بیشتر زرنگ است تا با هوش و خودش نیز این را می داند؛ به همین دلیل، برخلاف ظاهری آرام و مطمئن ، اعتماد به نفس ندارد و موجودی ضعیف است.اسب بی تاب ، تند خو، نازك دل و پرشور و حرارت است؛ از این رو گاه از نفوذ كلام خود برای سیطره بر دیگران استفاده می كند. كسانی كه یك بار از خشم و غضب اسب آسیب دیده باشند، دیگر هرگز نسبت به او خوش بین نخواهد بود و همیشه از او می هراسد و برای پیروزی در زندگی باید خود را كنترل كند.اسب موجودی خود خواه است و هر كس كه در راه رسیدن او به اهدافش مانع ایجاد كند ، لگد كوب می كند. افزون بر این،تا اندازه ای متكبر و خودپسند است و به مشكلات و ناراحتی های دیگران اهمیت نمی دهد وتنها به امور مربوط به خودش می پردازد؛ با این حال ، در صورت لزوم ، با شجاعت تمام در امور دیگران دخالت و وساطت می كند. اسب مستقل ، سر كش و خود سر است. او همیشه راه خود را می رود و نصایح دیگران را قبول نمی كند. اسب خیلی زود آغوش خانواده را ترك می كند تا زندگی اش را بسازد . او این كار را با میل و رغبت انجام می دهد ، زیرا زندگی مستقل و مطابق میل و سلیقه شخصی را بر هر چیز دیگر ترجیح می دهد.وقتی اسب به میل خود خانه و خانواده ای درست می كند،سر پرستی آن را به عهده می گیرد و به خانواده خود عشق می ورزد. اسب در زندگی خانوادگی سالار و ارباب است و كار ، مشكلات ، تندرستی و حتی اتوی لباسهایش بر عهده دیگران است كه البته این برخورد و نگرش اسب چندان هم دور از انصاف نیست؛ زیرا در حقیقت ، حضور او ضامن بقای خانواده است و اگر زمانی به هر علت خانه و خانواده را ترك گوید،همه چیز مانند خانه ای پوشالی در هم می ریزد.لذا ،با این موجود خودخواه ، فقط برای خود و موفقیت های شخصی اش كار می كند؛ اما بی شك همیشه بازده كاری اش فوق العاده عالی است و برای دیگران مفید است.اسب زحمتكش است و در امور مالی دیدی كار شناسانه داشته و ماهرانه عمل می كند. اما متاسفانه از آن جا كه دارای روحیه متغیری است ، ممكن است توجه خود را به امور دلخواهش از دست بدهد؛ این امور می تواند عاشقانه ، مربوط به كار و یا هر مورد دیگری باشد و تفاوتی ندارد . اما نگران نباسید، او دوباره با همان میزان موفقیت خواهد رسید.مشروط بر آن كه انجام كار مورد نظر نیاز به گوشه گیری ، تفكر و عمق نداشته است و نیاز به بودن در میان دیگران دارد تا او را تایید و ستایش كنند.اسب در ارتباط با جنس مخالف ، موجودی ضعیف است. او به خاطر عشق از همه چیز می گذرد و آنچنان مجذوب عشق می شود كه همه چیز را از یاد می برد؛ به همین دلیل ، با آن همه استعداد های مثبتش ، زندگی اش رضایت بخش نیست و راضی اش نمی كند. اما اگر او بتواند بر این ضعف خود غلبه كند و اهداف خواسته هایش بر خشم و هیجانش غلبه كند، زندگی شاد و موفقی خواهد داشت.در دوران كودكی و جوانی اسب ، پر فراز و نشیب است . او در جوانی خانه و خانواده اش را ترك می كند كه همین امر باعث دل شكستگی و افسردگی اسب می شود. زندگی عشقی او نیز هرگز بی دردسر و راحت نیست؛ اما دوران پیری آرامی خواهد داشت.نماد اسب آتش - كه هر شصت سال یك بار تكرار می شود - ( سالهای 1285، 1344، 1404 و ... ) برای خود اسب و خانواده اش شگون ندارد، زیرا در این سال ها خصوصیات مثبت و سودمند وجود اسب تبدیل به ویژگی های زیان آور و شرارت آمیز می شود و خانواده او در معرض بیماری های خطرناك، تصادف و بد اقبالی قرار می گیرند.مردان و زنانی كه در سال اسب آتش متولد شوند، از نظر شخصیتی همان خصلت های متولدان سال اسب را دارند اما صفات خوب و بدشان شدیدتر است. آنان بسیار كوشاتر، زیرك تر، مستقل تر، خوش ذوق تر و با استعدادتر و بیش از دیگران خودخواه هستند. روحیه پر شر و شور و خود پسندی دیوانه وار اسب، روابط عشقی او را به سوی زیاده روی های زیان بار سوق می دهد.بعضی بر این باورند كه متولدان سال اسب آتش، بر افراد خانواده خود نفوذ عجیبی دارند؛ اما باور عموم این است كه اسب های آتشین برای خانه ای كه درآن متولد شده اند و نیز برای خانوده ای كه خود تشكیل خواهند داد، مشكل سازند.شایان ذكر است كه متولدان سال اسب آتش به شغل های متنوع تر، جالب تر و استثنایی تر از متولدان سال اسب عادی می پردازند و احتمال این كه به خوشنامی یا بدنامی، شهره شوند، بیشتر است.

شعار اسب: "من اداره می کنم"

پیشگویی های سال 1393 :

سال 1393 هفتمین سال از دوره اثنی عشری ست که آن را به ترکی آت نامیده و معتقدند که حوادث سال با طبع اسب هماهنگی دارد.

افراد مشهور متولد سال اسب :

ابتدا از اسب آتش شروع می كنیم. سیسرون، رامبراند، كورنلی و دیوی كروكت در سال اسب آتش متولد شده اند. شارلمانی، روزولت، خروشچف، هاكسلی و هرزوك - كه همگی زحمت كش، نجیب زاده و خود پسند بوده اند - در سال اسب به دنیا آمده اند.در میان متولدان این سال به شگفتی به نام لویی پاستور نیز بر می خوریم. می گویند كه اسب، خود را به خاطر عشق به مخاطره می اندازد. مادام دوبرینویلرز در راه عشق مسموم شد و ادوارد هشتم نیز از تاج و تخت كناره گیری كرد. دلاكروا، نیوتون، ژرژ براك، بوفالوبیل و شاه بودوئن از دیگر متولدان سال اسب بوده اند.

منبع: آوا فان

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 21 / 12 / 1392 ساعت: 1:16

ضمن تبریک پیشاپیش عید نوروز ۹۳ امروز برای شما عزیزان در سایت تفریحی گل فان سری اول از اس ام اس های جدید تبریک عید نوروز ۹۳ را آماده کرده ایم .
چند سال و چند عید باید از عمر تو بگذره تا آدم بشی ؟ یک سال از عمرت گذشت
ولی باز تو همونی که بودی ! فرشته ی دوست داشتنی بهار مبارک
::
اس ام اس
::
آقا تا دید و بازدید های نوروزی شروع نشده تکلیف ماچ ها رو روشن کنید ، بالاخره باید سه بار ببوسیم یا دو بار ؟
::
سایت تفریحی


::
فرا رسیدن نوروز این میراث با ارزش ایرانیها را بعدا تبریک میگم الان زوده
::
::
من نام کسی نخوانده ام الا تو / با هیچ کسی نمانده ام الا تو
عید آمد و من خانه تکانی کردم / از دل همه را تکانده ام الا تو
::
::
گشت گرداگرد مهر تابناک، ایران زمین / روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین
ای تو یزدان، ای تو گرداننده ی مهر و سپر / برترینش کن برایم این زمان و این زمین
عید نوروز بر شما مبارک
::
::
اینا خط های دفترمه
———
————–
در این واپسین روز های سال۹۲
یه جمله یادگاری برام بنویس . .
::
::
مبارکتر شب و خرمترین روز / به استقبالم آمد بخت پیروز
دهلزن گو دو نوبت زن بشارت / که دوشم قدر بود امروز نوروز . . .
::
::
بر سفرهی هفت سین نشستن نیکوست
هم سنبل و سیب و دود کُندر خوشبوست
افسوس که هر سفره کنارش خالی ست
از پاره دلی گمشده یا همدم و دوست . .
::
::
دو قدم مانده به خندیدن برگ
یک نفس مانده به ذوق گل سرخ
چشم در چشم بهاری دیگر
تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان
یک سبد عاطفه دارم
همه ارزانی تان . . .
عید نوروز بر شما مبارک
::
::
هر چند زمان بزم و نوش آمده است
بلبل به خروش و گل به جوش آمده است
با چند بهار ، لالهی خفته به خاک
نوروز کبود و لاله پوش آمده است . . .
عید باستانی نوروز بر شما مبارک
::
::
طوفان گل و جوش بهار است ببینید / اکنون که جهان برسرکار است ببینید
این آینه هایی که نظر خیره نمایند / در دست کدام آینه دار است ببینید . .
::
::
خوش آمد بهار
گل از شاخه تابید خورشید وار
چو آغوش نوروزر پیروز بخت
گشوده رخ و بازوان درخت
گل افشانی ارغوان
نوید امید است در باغ
::
::
نوروز رسید و ما همان در دیروز / در رزم نه بر دشمن شادی پیروز
این غُصّه مرا کشت که دور از میهن / هر سال سر آمد و نیامد نوروز !

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 21 / 12 / 1392 ساعت: 1:7

اطلاعیه شماره ۱ نوروزی :

هر کس عیدی من را قبل از تحویل سال بدهد

از ۲۰ درصد جایزه خوش حسابی برخوردار میشود !

هر ۵ هزار تومان ۱ امتیاز !

♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣

نظر به اینکه عید دیدنی به صورت رفت و برگشت انجام میشه

جهت رفاه حال مردم ، سال ۹۱ عید دیدنی به صورت حذفی برگذار میشود !

♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣

مزیت مجرد بودن اینکه شب عید به خاطر بی پولی ، شرمنده زن و بچه ات نمی شی !

♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣

اطلاعیه :

اونقدر که آیفون تصویری در ایام عید کارائی داره

تلویزیون و ماهواره و غیره کارائی نداره

جهت یاد آوری گفتم !

مهمان حبیب خداست !

♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣

تذکر جدی به عیدی بگیران

عیدی خود را در جیب خود نگه دارید !

ما هنوز سر اون عیدی هایی که ازمون میگرفتن

و میرفتن واسم حساب بانکی باز میکردن، اما هیچ وقت ندیدمشون

با خانوادمون درگیرم !

♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣

هرروزتان نوروز، نوروزتان پیروز، پسوردتان مرموز، اینباکستان پرسوز

ماشینتان لکسوز، لکسوزتان کم سوز، ناهارتان قارپوز، سیگارتان بر پوز

بدخواهتان پفیوز،غمهایتان ریفیوز، اوقاتتان محضوض

♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣

بیانیه صنف عیدی بگیران در سال ۹۱

با توجه به افزایش نرخ دلار و افزایش تورم و گرانی مخارج

تعرفه عیدی در سال ۹۱ به شرح زیر است :

اقوام درجه ۱ : ۲۰ تا ۲۵ هزار تومان

اقوام درجه ۲ : ۲ تا ۵ هزار تومان

اقوام درجه ۳ : هرچه کَرَمِشون بود !

تذکر : عیدی امسال هم در دید و هم در بازدید دریافت میشود !

پرداخت فقط نقد !

♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣

فتوای مراجع تقلید در سال جدید

روزه گرفتن در ۳ روز اول سال ثواب معادل با ۱۲۰ سال عبادت خالصانه دارد !

یک حدیث هم هست که میگه :

مدت دید و بازدید در عید بیشتر از ۱۰ دقیقه مکروه است !

♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣

یک حدیث هست که میفرماید

بعضی از مهمونها حبیب خدا نیستن عذاب الهین ….

گفتم در جریان باشید

♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣

اینایی که عید میرن مسافرتای طولانی

هم به خودشون حال میدن هم یه لشکر آدمو از دید و بازدید معاف میکنن

خدا عوضشون بده ،اصن آدم نمیدونه چجوری ازشون تشکر کنه !

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 21 / 12 / 1392 ساعت: 1:3


برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 20 / 12 / 1392 ساعت: 0:24

آهنگ پیشواز آهنگ تحویل سال (ماهور) – ۵۵۱۸۵۸
آهنگ پیشواز شب عیدی محسن چاوشی – ۲۲۱۱۶۰۲
آهنگ پیشواز بوی عیدی فرهاد – ۵۵۱۳۳۶
آهنگ پیشواز بهار بهار ناصر عبداللهی – ۴۴۱۲۰۵
آهنگ پیشواز بوی عیدی بنیامین بهادری – ۳۳۱۱۶۴۰
آهنگ پیشواز بهاران احمد آزاد – ۳۳۱۱۰۵۷
آهنگ پیشواز سرود شادانه سالار عقیلی – ۲۲۱۳۴۷
آهنگ پیشواز بهار آمد خوش آمد جمشید نجفی – ۲۲۱۷۸۷
آهنگ پیشواز سال تحویل – ۳۳۱۲۳۰
آهنگ پیشواز بهار جاودان ایرج خواجه امیری – ۳۳۱۱۰۰۱
آهنگ پیشواز عید شهرام نیک یار – ۳۳۱۱۰۵۹
آهنگ پیشواز یا مقلب القلوب محمدرضا عیوضی – ۲۲۱۴۲۸
آهنگ پیشواز سفره هفت سین نگار جهانشاهی – ۳۳۱۱۰۰۸
آهنگ پیشواز یا مقلب القلوب – ۳۳۱۱۰۰۹
آهنگ پیشواز بوی عید علی لهراسبی – ۳۳۱۲۴۰۷
آهنگ پیشواز عیدی مازیار عصری – ۲۲۱۳۳۹
آهنگ پیشواز تو نزدیکی علی اصحابی – ۳۳۱۳۳۷۹
آهنگ پیشواز تو نزدیکی علی اصحابی و فرزاد فرزین – ۲۲۱۱۳۹۷
آهنگ پیشواز تو نزدیکی علی اصحابی و بهنام صفوی – ۲۲۱۱۳۹۸

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 19 / 12 / 1392 ساعت: 0:58



برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 14 / 12 / 1392 ساعت: 2:22



دانلود اهنگ با لینک مستقیم | کیفیت 320

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 14 / 12 / 1392 ساعت: 2:21

مواد لازم :

پنیر سفید (فتا)=۱۰۰ گرم

جعفری خرد شده=۲ تا ۳ قاشق غذاخوری

زیره یا رازیانه=یک قاشق مرباخوری

سفیده تخم مرغ=یک عدد

خمیر پیتزا=به مقدار لازم

روغن برای سرخ کردن=به مقدار لازم


طرز تهیه در ادامه مطلب


طرز تهیه:

۱- پنیر و جعفری و اگر دوست داشته باشیم زیره یا رازیانه را مخلوط می کنیم.

۲- خمیر(طرز تهیه آن در پایین آورده شده است) را باز کرده و به اندازه دلخواه قالب می زنیم.

۳- از مواد مخلوط شده یک قاشق مرباخوری وسط خمیر می گذاریم.

۴- دور خمیر را سفیده تخم مرغ می مالیم.

۵- یک طرف خمیر را بر می گردانیم و لبه ها را خوب محکم می کنیم.

۶- پیراشکی ها را در روغن داغ سرخ می کنیم تا طلایی شوند، سپس داخل صافی می گذاریم تا روغن اضافی آن خارج شود.

نکته: روغن را ابتدا خوب داغ کرده و پس از آن حرارت را کم می کنیم تا پیراشکی ها خوب سرخ شوند.

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 14 / 12 / 1392 ساعت: 2:17

مواد لازم :

آرد سفید: ۳ نیم لیوان

روغن مایع : ۱ استکان

زرده ی تخم مرغ : ۲ عدد

شیر: ۱ استکان

بیکینگ پودر: ۱ قاشق چایخوری

نمک: به میزان لازم

شکر: یک قاشق مربا خوری
.
طرز تهیه در ادامه مطلب

طرز تهیه :

۲ عدد زرده را در ظرفی ریخته و با یک قاشق چایخوری شکر و مقداری نمک مخلوط کنید، سپس شیر را اضافه کرده و همچنان به هم بزنید ، روغن را به این مواد اضافه کرده ، سپس آردها را که قبلا بیکینگ پودر در آنها ریخته و مخلوط کرده اید را کم کم به ظرف حاوی مواد بیفزایید و خوب مخلوط کرده و ورز دهید.خمیر آماده شده را به مدت نیم الی سه ربع ساعت در ظرف در داری درون یخچال بگذارید و پس از این مدت آن را درون ظرف نچسبی که قبلا با روغن مایع کاملا چرب شده است پهن کرده و مواد پیتزای خود را روی آن بریزید که برای خوش طعم شدن پیتزای خود می توانید به مواد پیتزایتان علاوه بر آویشن، ازسبزیجات معطر دیگری مثل آلاله، مرزنگو، نعنا، مرزه و پونه استفاده کرده و طعم پیتزای خود را متفاوت کنید .

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 14 / 12 / 1392 ساعت: 2:15

مواد لازم:

ماکارونی شکل دار آبکش شده= به اندازه دونفر

پنیر پیتزا= به مقدار دلخواه

کالباس خورد شده = ۲ پیمانه

فلفل دلمه ای خورد شده =یک دوم پیمانه

سیب زمینی حلقه شده= یک عدد درشت
.
طرز تهیه در ادامه مطلب

طرز تهیه:
سیب زمینی را کف ظرفی که از قبل چرب شده باشد می چینیم و به مدت ۱۰ دقیقه در ماکرو فر و یا ۲۰ دقیقه درون فر میگزاریم . سپس آن را بیرون آورده ونیمی از ماکارونی آبکش شده را روی آن میریزیم سپس کالباس خورد شده و فلفل دلمه ای را روی آن میریزیم و پنیر پیتزا را روی آن میریزیم حال بقیه ماکارونی را روی آن ریخته و باز مقداری پنیر پیتزا روی آن میریزیم و سپس به مدت ۲۰ دقیقه با حرارت پایین و سپس به مدت ۵ الی ۱۰ دقیقه باحرارت بالا درون فر می گزاریم .

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 14 / 12 / 1392 ساعت: 2:12

نه عشق ، نه خورشید ، زیرا هر دو غروب می کنند

.

.

.


نه عشق ، نه خورشید ، زیرا هر دو غروب می کنند

.

.

.

.

از عشق تو لیلی ، رفتم زیر تریلی

.

.

.

.

غصه نخور جوجه خاور ، بزرگ میشی بنز تک میشی

.

.

.

.

بر چشم خوب رحمت

.

.

.

.

به خاطر اشک مادر

پاتو از رو گاز بردار برادر

.

.

.

.

وای اگر از پس امروز بود فردایی

.

.

.

.

هرکه راهیچ به کف نیست ، به دل آهی هست

بقیه جملات باحال و توپ در ادامه مطلب


عاشق بی انتظار مادر

.

.

.

.

به حرمت اشک مادر توبه کردم

.

.

.

.

بوق نزن شاگردم خوابه

.

.

.

.

بی تو هرگز ، با تو عمراً

.

.

.

.

رادیات عشق من از بهر تو آمد به جوش

گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم

.

.

.

.

نه من عاشق خاموشم ، نه تو آن معشوق پنهان

.

.

.

.

معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش

پرطاووس قشنگ است به کرکس ندهندش

.

.

.

.

از ماجرای درد عشق حکایت خطاست

از محنت محبت اظهار شکایت نارواست

.

.

.

.

ای عاشق دلسوخته اندوه مدار

روزی به مراد عاشقان گردد کار

.

.

.

.

در حلقه ایم با تو و چون حلقه بر دری

.

.

.

.

گل خجل است ز عطر خوشبوی شهید

.

.

.

.

الهی کدام درد بود از این بیش

که معشوق توانگر و عاشق درویش

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 14 / 12 / 1392 ساعت: 2:9

آیا می دانید: ما انسان ها وقتی می خوابیم هیچ حس بویایی نداریم.

آیا می دانید:بچه ها در فصل بهار بیشتر از هر زمان دیگری رشد می کنند.

آیا می دانید:۵۰ درصد دی ان ای انسان ها شبیه دی ان ای موزها است.

آیا می دانید: اثر زبان هر شخص با دیگری متفاوت است.


آیا می دانید: ما انسان ها وقتی می خوابیم هیچ حس بویایی نداریم.

آیا می دانید: بچه ها در فصل بهار بیشتر از هر زمان دیگری رشد می کنند.

آیا می دانید:۵۰ درصد دی ان ای انسان ها شبیه دی ان ای موزها است.

آیا می دانید: اثر زبان هر شخص با دیگری متفاوت است.

…


آیا می دانید: پروانه ها دارای دو چشم مرکب با هزاران لنز هستند اما با این وجود تنها می توانند رنگ های قرمز و سبز و زرد را ببینند.

آیا می دانید: شترمرغ ها می توانند سریع تر از اسب ها بدوند و شترمرغ های نر غرشی همانند شیر دارند.

آیا می دانید: انسان های با پوست تیره دیرتر از انسان های سفیدپوست چروکیده می شوند.

آیا می دانید: همه ی بچه ها وقتی به دنیا می آیند کوررنگند و همه چیز را به رنگ های سیاه و سفید می بینند.

آیا می دانید: در بدن انسان ریه ی سمت راست هوای بیشتری از ریه ی سمت چپ می کشد.

آیا می دانید: چشم آبی ها در تاریکی بهتر می بینند.

آیا می دانید: بنزین هیچگاه یخ نمی بندد حتی در پایین ترین دما.

آیا می دانید: با بلند کردن پاها به آرامی و گذاشتن آن به عقب شما هیچ گاه در ماسه ی متحرک فرو نمی روید.

آیا می دانید: کوسه میتواند تا فاصله ۵۰ کیلومتری را حس کند؟

آیا می دانید: وال که بزرگترین جانور روی زمین است از کوچکترین موجودات تغذیه می کند؟

آیا می دانید: بىخوابى سریعتر از بىغذایى موجب مرگ آدمى میشود؟

آیا می دانید: هر فرد بطور متوسط یک سوم عمر خود را در خواب میگذراند؟

آیا می دانید: که گوریل را برای این گوریل نامیدهاند که علاقه زیادی به خوابیدن روی ریل قطار دارد؟

آیا می دانید: اولین تیم فوتبال دنیا، توسط ایرانیان در تخت جمشید کنونی پایهگذاری شد و بعدها پرسپولیس نامگرفت؟

آیا می دانیداکثر افراد در کمتر از ۷ دقیقه خوابشـان می بـرد؟.

آیا می دانید که در خط استوا ، دمای هوا در تمام فصول سال تقریبا یکسان است؟

آیا می دانیدتعداد مرغ ها در سراسر جهان تقریبا با جمعیت انسانها مساوی است؟

آیا می دانیدوزن کل انسان های جهان با وزن کل مورچه های جهان برابر است؟

آیا می دانید: فک گربه ها بالا و پایین می رود اما به هیچ وجه چپ و راست نمی شود.

آیا می دانید: زرافه می تواند با سرعت ۵۷ کیلومتر در ساعت بدود.

آیا می دانید: گورکن تنها حیوانی است که مانند انسان جذام می گیرد.

آیا می دانید: قطر شاهرگ گردن ۶ میلیمتر میباشد .

آیا می دانید: فقط ۳درصد کشور ترکیه در اروپا قرار دارد .

آیا می دانید: شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد .

آیا می دانیدچشم جغد ۸۰ بار از چشم انسان قوی تر است.

آیا می دانید: زبان مردم “بوگاندا” در “اوگاندا” ، “لوگاندا” است .

آیا می دانید: حدوداً ۱۷۰۰ لیس لازم است تا یک آبنبات تمام شود.

آیا می دانید: کشور ایالات متحدهٔ آمریکا دارای زبان رسمی نیست .

آیا می دانید: هر چروک ایجاد شده در ابرو نتیجه ۲۰۰۰۰۰ اخم است .

آیا می دانید: دندان تنها بخش از بدن انسان است که ترمیم نمی شود.

آیا می دانید: در هر یک گرم خاک، حدود ۱۰ میلیون باکتری زندگی می کند.

آیا می دانید:استرس باعث می شود، مرغ ها پرهای خود را از دست بدهند.

آیا می دانید: وزن کل موریانه های جهان ۱۰ برابر وزن کل انسان هاست.

آیا می دانید: کانگورو قادر نیست عقب عقب راه برود.

آیا می دانید:مگس و پشه روی گل آفتابگردان نمی نشینند.

آیا می دانید: پشه ها رنگ آبی را دوست دارند.

آیا می دانید: فک گربه ها بالا و پایین می رود اما به هیچ وجه چپ و راست نمی شود.

آیا می دانید: انسان نمی تواند با چشم باز عطسه کند.

آیا می دانید: زرافه می تواند با سرعت ۵۷ کیلومتر در ساعت بدود.

آیا می دانید: قوه چشایی پروانه در پاهایش است.

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 14 / 12 / 1392 ساعت: 2:6

بوی عطر عشقت:

…

نه دیگر محال است تو را از دست بدهم ، قید همه را به خاطر تو میزنمقلبم را تا ابد به تو میدهم ، تو تنها مال منی ، این را به همه نشان میدهم!مگر میشود بی تو بود ، آنگاه که تویی تنها بهانه برای بودنم!وقتی که بودنم بسته به بودن تو است ، این لحظه هم منتظر آمدن تو است ، لحظه ای که بوی عطر تو می آید از آنجایی که میبینمت تا آنجایی که به انتظارت نشسته امچیزی دیگر نمانده تا رسیدن به آرزوها ، تا رسیدن به تویی که همیشه آرزوی زندگی ام بوده ایهر که می آید به سراغم ، سراغ تو را از آن میگیرم ، هر که مرا نگاه میکند ، با نگاهم به دنبال تو میگردم …و من چگونه به دیگران بگویم عاشق کسی دیگرم ، تنها دلیل زنده بودنم کسی است که همیشه بهانه ایست برای دلخوشی هایم…خیالت راحت از اینکه هیچگاه تنهایت نمیگذارم ، دلهره ای نداشته باش از اینکه اینجا تو را جا بگذارم ، که غیر از این خودم جا میمانم و دنیا تمام میشود ، همه اینها تبدیل به یک قصه ی بی فرجام میشود!ای تو که با نگاهت میتابی بر من و قلبم جوانه میزند ، و آن لحظه حرفهای عاشقانه میزند ، و این من و این احساسات من ، برای تویی که همیشه میمانی در دلم !نه دیگر محال است تو را از یاد ببرم ، همه را فراموش میکنم و تو را با خود میبرم ،تا هم خودت و هم یادت همیشه با من باشند، تا اگر لحظه ای در کنارم نبودی با یادت زنده باشمای تو که با احساساتم دیوانه میشوی ، تو هم اینجاست که هم احساس با من میشوی ، و آخر هم دلت با دلم و خودت با خودم همه با هم یکی میشویم!


یه عالمه دیگه،فقط در ادامه مطلب...


بوی عطر عشقت:

…

نه دیگر محال است تو را از دست بدهم ، قید همه را به خاطر تو میزنمقلبم را تا ابد به تو میدهم ، تو تنها مال منی ، این را به همه نشان میدهم!مگر میشود بی تو بود ، آنگاه که تویی تنها بهانه برای بودنم!وقتی که بودنم بسته به بودن تو است ، این لحظه هم منتظر آمدن تو است ، لحظه ای که بوی عطر تو می آید از آنجایی که میبینمت تا آنجایی که به انتظارت نشسته امچیزی دیگر نمانده تا رسیدن به آرزوها ، تا رسیدن به تویی که همیشه آرزوی زندگی ام بوده ایهر که می آید به سراغم ، سراغ تو را از آن میگیرم ، هر که مرا نگاه میکند ، با نگاهم به دنبال تو میگردم …و من چگونه به دیگران بگویم عاشق کسی دیگرم ، تنها دلیل زنده بودنم کسی است که همیشه بهانه ایست برای دلخوشی هایم…خیالت راحت از اینکه هیچگاه تنهایت نمیگذارم ، دلهره ای نداشته باش از اینکه اینجا تو را جا بگذارم ، که غیر از این خودم جا میمانم و دنیا تمام میشود ، همه اینها تبدیل به یک قصه ی بی فرجام میشود!ای تو که با نگاهت میتابی بر من و قلبم جوانه میزند ، و آن لحظه حرفهای عاشقانه میزند ، و این من و این احساسات من ، برای تویی که همیشه میمانی در دلم !نه دیگر محال است تو را از یاد ببرم ، همه را فراموش میکنم و تو را با خود میبرم ،تا هم خودت و هم یادت همیشه با من باشند، تا اگر لحظه ای در کنارم نبودی با یادت زنده باشمای تو که با احساساتم دیوانه میشوی ، تو هم اینجاست که هم احساس با من میشوی ، و آخر هم دلت با دلم و خودت با خودم همه با هم یکی میشویم!

…


.

.

.

.

حکایت عشقمان:

…

تا آنجا که نفس در سینه است ، یک نفس دوستت دارمتا آنجا که دنیایی هست و من زنده در این دنیا ، دوستت دارمتا اوج آسمان ، به رنگ عشق ، به رنگ روشنی ها…تا آنجایی که کسی نمیبیند ، تا جایی که کسی نمی آید ، دوستت دارمو از نهایت بی نهایت میگذرد ، نه شبیه لیلی و نه مثل مجنون قصه هالیلی و مجنون ها می آیند و میروند در این روزها ، هر کسی ادعای دیوانگی دارد در این دنیامن نه مجنونم و نه فرهاد تو ، من هستم عشق بی همتای تو ، من برای توام و تا ابد در قلب توما برای هم زنده ایم ، نه به عشق دیگران ، این حکایت همیشه میماند در عشقمان!و آنکه ادعا کرد عاشق است و دل زد به دریاها ، رفت به سوی آن دنیاها ، هنوز هم نمیفهمد معنای واقعی عشق را ، من عاشقت شدم و یک قدم پا گذاشتم ، همه ی گذشته ها را جا گذاشتم ، تا رسیدم به تویی که همین سوی دنیایی ، در کنار همین ساحل دریایی!تو همینجایی در قلب من ، به خاطر عشق گذشتیم از هم ، تا از این گذشتن ها تنها عشق به جا بماند ، نفرت و فراموشی ها در همانجا بماند ، تا یکجا برسیم به هم ، همانجا قدم بزنیم در کنار هم ، برویم و برویم تا برسیم به نهایت عشقمان!با تو رسیدم تا آنجایی که دلهایمان به آرامش میرسند ، قلبهایمان طعم واقعی با هم بودن را میچشند، نه در اینجا تاریکی است و نه دلهره از آنهایی که خاموشی را به همراه خود دارند !تا آنجایی که هیچکس جز من و تو نمیبیند دوستت دارم ، حالا با آن چشمان زیبایت عمق قلب مرا ببین که تا کجاها دوستت دارم…

.

.

.

.

.

فریاد دلم:

…

نیستی و دلتنگ تو هستم ، با اینکه همیشه به یادتم ، باز هم در این یاد در فکر تو هستمنیستی و اشک است که حلقه زده در چشمانم ، یک لحظه در فکر رفتم که کاش اینک بودی در کنارمکه آرامش بدهی به قلبم ، دلم گرفته همنفسمتو خودت میدانی که وقتی نباشی در کنارم ، مثل حالا آشفته و پریشانمدر این هوایی که دلم گرفته ، کاش میشد در کنارم بودی و با حضورت آرامم میکردیکه چگونه معجزه میشود، با وجود تو چه غوغایی میشود در دلم!تا که میخواهم از این عالم دلتنگی رها شوم ، انگار که میخواهم از این دنیا جدا شوم !مگر آنکه یک آدم سر به هوا شوم ، تا در آن لحظه بی نفس ، بی هوا شوم !نیستی و نبودنت خنجر است که فرو میرود در قلب بی طاقتم !من شاهد اینم که دلم عذاب میکشد ، طعم تلخ نبودنت در کنارم را میچشد !این من و این دلتنگی ها ، دلم گرفته از بی محبتی های این زمانه !که چرا نباید در کنار عشقم باشم ، چرا نباید در آغوش همنفسم باشم!و من آرام مینویسم ،بی صدا اشک میریزم ، اما درون دلم فریاد است ! فریاد !!!فریادی که تنها قلب تو میشوند از اعماق احساساتمان ، دردی که تنها قلب ما میکشد از فاصله بینمان!میترسم تا بخواهد شکسته شود فاصله بینمان ، شیشه عمرمان نیز بشکند ، و آخر سر میماند حسرت و به جامیماند همان صدای فریاد !

.

.

.

.

.

در حال رفتنم:

…

گاهی سکوت تسلیم فریاد ، گاهی اشک همصدا با سکوتگاهی باید رفت بی دلیل ، لحظه ای می آید که پر از غمیاسیری در قفسی که اسیر است در قفس زندگیگاهی باید فراموش کرد، به یاد آن فراموشی یادها را در دل خاموش کردو ما رفتیم و از این رفتنها خاطره ای نماند، هر چه بود در لحظه خودش خوش بودو اینجاست که گذشته ها خاک میخورند ، گاهی گذشته ها دل را از هر چه غم است پاک میکنندو من خاک خوردم و بعد از سالها پر از غمم ، با اینکه گذشته ها رفت ، خودم هم در حال رفتنمو من میروم و کسی دیگر می آید که مرا یاد نمیکند ، مثل من خودش را از تاریکی ها رها نمیکنددر خاموشیها نشستی و شمع وجودت روشن بود ، حق با تو بود که شمع هم دلیل خاموشی بودو آن شمع سوخت و همه چیز تمام شد ، این گذشته ی خاک خورده ی من بود که تباه شد…

.

.

.

.

.

تکرار عشق:

…

نمیتوان از اینجا گذشت ، اینجا پر از یاد تو بوده ، پر از عشق و عطر حضورت بودهنمیتوان از اینجا دل کند ، اینجا همان جاییست که با تو قدم میزدم…یادش بخیر آن لحظه ها ، آن روزها …همیشه منتظر تکرارش بودم ، آن روزها نیامد و نبودنت در قلبم تکرار شد …غصه ها و آن همه خاطره باز هم تکرار شد و دیگر تو را ندیدمدلم پر میزند و پر میزند تا برسد به آسمانها ، ولی افسوس که جای من بی تو حتی بر روی زمین هم سنگینی میکند!صدای تو ، آن صدای خنده های تو میپیچد در فضای قلبم و اشکم را در می آورد…نمیتوان از اینجا گذشت ، نمیتوان چشم بر روی خاطره هایت بست !با اینکه نیستی اما تو عشقمی ، مگر میشود به یادت نبود؟ مگر میشود در حسرت دیدار با تو نبود؟کاش اینجا بودی ، و این اشکها و این لحظه های سرد مرا میدیدی، شاید دلت برایم میسوخت و دوباره می آمدی …

شاید دلت میسوخت و دوباره مرا به عنوان تنها عشقت میپذیرفتی…من که دیگر نه غروری دارم و نه حرفی برای گفتن، همه حرفها درون دلم جا مانده !گاهی باید حرفهای دلم را حتی برای خودم تکرار نکنم ، گاهی باید آنقدر تکرار کنم آمدنت را، تا تکرار شود آمدن قطره های اشک از چشمانم، تا آرام شوم از این هیاهوی دلتنگی و انتظار…نمیتوان از اینجا گذشت ، باید منتظر ماند و به یاد گذشته ها نشست ، شاید این بغض لعنتی شکست و من رها شدم از اینهمه دلتنگی در دلم !نه اینگونه رها نمیشوم ، من با این حرفا آرام نمیشوم ، نه بی خیال میشوم و نه خام میشوم ، من عاشقم و بیش از گذشته عاشقتر میشوم ، اگر مجنون بودم ، دیوانه تر میشوم ، دل میزنم به دریا تا برسم به فرداها! شاید تو را ببینم ، شاید این راهی که رفتم را دیگر نبینم…نمیتوان از تو گذشت ، از تویی که عشقمی و تمام وجودم ، بیا که بی تو اینجا سوت و کورمنمیتوان از اینجا گذشت ، اینجا زمانی جایگاه تو بوده ، پس از قلبم نمیگذرم ، تا شاید دوباره…تکرار شوی ، تکرار…

.

.

.

.

.

سزای تو:

…

دل شکسته بود ،راهی نداشت ، رفت و هیچ جای صحبتی نگذاشتفکر میکرد به سوی او میروم ، هر جا برود من مخالف او میرومدر فکر او ننشسته ام ، تمام درهای خاطره ها را بر روی دلم بسته اممن برای خودم رفتم و او برای دلش ، بی خیال که هر چه آمد بر سرشنه لحظه ای که از او یادی کنم ، نه یک لحظه که فکر برگشتن کنماو ارزشی نداشت ، این دل من بود که نیاز به یک چیز داشتچیزی که در وجود او پیدا نمیشد ، یک سال هم باران می بارید بی محبتیها را از دلش نمیشستهمه چیز میگذرد و میشود شبیه یک خاطره ، تصویر دل شکسته ام نیز شبیه یک حادثهو این حادثه روزی تلخ ترین خاطره زندگی میشود ، هر کاری کنی از یاد فراموش نمیشودو تو جرمت تنها شکستن نبود ، تو متهم به شکستن قلبی هستی که هیچگاه آن قلب مثل اولش نمیشود ، هر کاری کنی آن حادثه از خاطرم پاک نمیشود !و یک عمر میسوزم در حادثه ای که در خاطر تو حتی یک لحظه هم نخواهد آمد!و حالا گناه من چیست ، سزای تو چیست؟سزای تو این بود که از چشمم افتادی بر زمین ، از دید قلبم شکستی ، همین!

.

.

.

.

.

در پناه تو:

…

خیلی وقت است که قلبم را سپرده ام به توخیالم راحت است هم از بابت قلبم و هم از توبا صدای قلب تو میروم به اوج احساساتماز تو مینویسم، از چشمانت ، مینویسم که عاشقتمخیلی وقت است بسته ام چشمهایم را بر روی همهتو به من یاد دادی رسم عاشقی را ، ای عشق جاودانهیاد تو و مهرت همیشه در دلم ، تو چقدر مهربانی گلمبگیر دستانم را تا رها شویم از اینجاتا پناه ببریم به خدااینجا بمانیم نگاه ها ما را از هم دور میکنند ،دستهای آلوده چشمه ی عشقمان را گل آلود میکننداینجا بمانیم ستاره ای در آسمان نمی ماند ،ما هم بخواهیم ، عشق دیگر با ما نمیمانداینجا هوایی است که به درد همین گرگها میخوردکسی حتی در حال سقوط هم به ما رحم نمیکند!حیف عشقمان است که اینجا هدر رود ،عشق باید بی خوابی شب تا سحر شودکه تا زنده ایم لذت ببریم از وجود هم ،حالا این تو ، این عشق و این من…

.

.

.

.

.

تویی همه کسم:

…

چند خط بیشتر نمانده تا برسم به حسی که باید آن را ابراز کنم به تو…از اول خط تا اینجا خیسی چشمهایی بود که مرا تا آنجا همراهی کردندآن جایی که تو هستی و من در برابر توامو چند نقطه تا لحظه ای دوباره و یک احساس عاشقانهچقدر سختی کشیدم ، از اول این خط تا آخرش شیرینی و تلخی های زندگی را چشیدمو شیرین ترین لحظه ی آن بدجور به دلم نشست ، تو آمدی و همه تلخی ها از یادم رفتهمه احساساتم بوی عطر تو را میدهد ، وقتی صدای قلبت را میشنوم ، قلبت به من نفس میدهددر اوج تو را خواستن ، بی نیاز از همه کس و نیاز دارم به کسی که همه کس من استدر شور و شوق عشقم و در خیال کسی که بی خیالش نمیشومو این عاشقانه ترین لحظه ی زندگی من است ، که در آغوش توام و تسلیم هیچ حس دیگری نمیشومچند خط بیشتر نمانده تا برسم به حسی که مرا مجنون میکند ، از اول خط تا اینجا رنگ چشمهایت مرا دیوانه میکندو چند نقطه تا این حس تازه ، و اینگونه میشود که زندگی برای من و تو بی انتهاست ، تو را داشتن یک هدیه زیباستدر حال و هوای زندگی ام و در دنیایی که تو همه زندگی منی…و آخرین خط و هزاران نقطه چین برای رسیدن به آغازها…دوستت دارم ای عاشقانه ترین لحظه بی پایان زندگی ام…

.

.

.

.

.

پایان مهلت وفاداری:

…

تو از من بیرون میروی من از این حس بیرون نمیرومتو بی هوا نفس میکشی و من به هوای تو زندگی میکنموقتی این لحظه ها برای تو مفهومی ندارد ، برای من بی تو اینجا هیچ حس خوبی ندارداینکه بفهمم به عشق من تا اینجا نیامدی ، به این باور میرسم که هیچگاه حرف دلم را نخوانده ایتو در سرزمین عشق گم شده ای و من در تو محو شده ام ، مثل یخ در آتش بی وفایی هایت آب شده امگاهی فکر میکنم ما هر دو عاشقترینیم ، اما تو این فکر مرا نمیخوانی ، تو اصلا مرا نمیخواهیو اشک ها میریزند و حسرتی است که در دلی میماند که همیشه در حسرت بودهحسرت لحظه ای که همیشه در آرزوی به حقیقت پیوستن بودهای کاش این دنیا با این تصویر زشت نبود ، ای کاش سرنوشت ما با هم یکی نبودکه چه آسان دل دادی و چه آسان دل بریدی ، چه معصومانه آمدی و چه بی رحمانه داری میرویو اینجاست که از ارزشهای قلبم کاسته میشود ، تصویر حرکتهای غم در صحنه دلم آهسته میشودو از ریشه خشک میشوم ، وقتی آبی به این خاک نمیرسد ، همه چیز که مثل آن روزهای اول نمیشود!که وقتی غنچه بودم آب به من میرسید ، نور عشق همیشه بر قلبم میتابید ، تا که گل شدم و این قصه ادامه داشت ، پاییز آمد و همه چیز تمام شد ، خشک شدم و آن محبت ها از دلم رها شد ….حالا نه آبیست که به این ریشه های خشکیده برسد و نه کسی است که حتی من خشکیده را از شاخه اش بچیند !لبریز از غمی هستم که تو در دلم نشاندی ، در آتشی نشسته ام که تو مرا به اینجا کشاندی!حالا تو کجایی و من کجا ، تو مرا به گل نشاندی ای بی وفا…

.

.

.

.

.

بهانه ای برای از عشق تو مردن:

…

به بهانه دیدن باران ، آمدم به سوی تو ، به بهانه اینکه به یادت هستم در زیر باران قدم زدمو ای کاش تو در آن لحظه در کنارم بودی…به بهانه دیدن ستاره ها ، هر شب را به عشق تو بیدارم ، شاید روزی همه بفهمند که تویی تک ستاره آسمان قلبم…به بهانه ساحل ، غرق شدم درون دریا ، تا بیایم به سوی تویی که مرا بدجور دلتنگ خودت کرده ایبه این بهانه و آن بهانه ، تو شده ای تنها بهانه ی دلم !اینگونه که دلم همیشه و همه جا بهانه ی تو را میگیرد !روزهای تنهایی هایم میگذرد و هنوز تو را در کنارم نمیبینم ، هنوز باور ندارم که باید در حسرت این باشم که تو را همیشه در کنارم ببینمروزهای سرد زندگی ام اینگونه میگذرد و دلتنگی است که به غمهایم اضافه میشود ، و این غصه هاست که به همه وجودم نقش تلخی را داده استحالا چگونه باید این لحظه های دور از تو بودن را بگذرانم نمیدانم ، تنها میدانم که باید با حسرت و این دل بهانه گیر ، بی قراری های دلم را تحمل کنموقتی جز تو هر چه در زندگی ام است برایم هیچ ارزشی ندارد پس بدون تو چه سود دارد نفس کشیدنهایم؟ چه سود دارد این رفتن ها و آمدن هایم؟چه سود دارد آن بهانه ها ، آن دریا و آن ستاره ها ، آن بی قراری ها و آن زجر تنهایی ها !و حالا باید پی برد به گذشتن از سدها ، به تحمل سختی ها ، به بستن چشم بر روی آدمهاتا که چشم باز کنم و ببینم تنها چشمهای تو را ، تا به بهانه دیدن چشمهایت بمیرم همانجا!

.

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 14 / 12 / 1392 ساعت: 2:1

خدا هدیه ای به آدم داد

و مهر حوا را به دل او انداخت

باید آسمان را آذین می بست

ستاره ها را برق می انداخت

خدا لبخند زد

تنهایی فقط زیبنده خودش بود!

در جشن پیوند آسمانیمان، همه فرشته ها دعوت دارند!

.

و در ادامه ...


در انتظاریم

با گل وجود خود

محفل آرای سرور ما باشید

.

.

.

می سراییم با هم شعر شکفتن را در باغی از آرزو

با نوایی از پیوند

با آمدنتان هم صدایمان باشید

.

.

.

من و او هم سفری یک دل و یک دانه شدیم

هم ره دلشدگان راهی میخانه شدیم

قدمی رنجه کنید و در ما بگشایید

طرب اینجاست بیایید که پیمانه شدیم

.

.

.

دلمان می خواهد با نسیم سحری

شاخه ای از گل یاس

بوته ای از گل مریم

بغلی از گل از گل سرخ

همه را دسته کنیم

برگیریم و بسازیم سبدی از پر طاووس سپید

تا دهیم مژده بر آنان که در این بزم به ما پیوندند

.

.

.

برانیم تا دلهایمان را به مهر پیوند زده

بهار را به استقبال برویم.

حضورت ای دوست

قدمهایمان را استوار و دلهایمان را گرم میکند

.

.

.

قلب من و تو را

پیوند جاودانه ی مهری ست در نهان

پیوند جاودانه ی ما ناگسسته باد

تا آخرین دم از نفس واپسین ما

این عهد بسته باد

خدایا به هر آنکه دوست میداری بیاموز که:

عشق از زندگی کردن بهتر است

و به هرآنکه دوستتر میداری بچشان که:

دوست داشتن از عشق هم برتر است.

.

.

.

روز وصل دوستداران یاد باد

مقدمتان به دیده منت

.

.

.

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

یادگاری که در این گنبد دوار بماند

.

.

.

بار سفر بستهایم به قصد دریای همدلی

در پگاه آغازین این سفر همراهمان باشید

.

.

.

زندگی رسم خوشایندی است

ما گره خواهیم زد

دلها را با عشق زندگی را با مهر

ما به یک آینه یک بستگی پاک قناعت داریم

مقدمتان را گرامی میداریم

.

.

.

خانهای ساختهایم سایبانش همه عشق

زیر پا فرش غرور در حصارش همه تکرار صفا

ما در این جمع لطیف

لطف دیدار تو را میطلبیم

.

.

.

حافظ شب هجران شد

بوی خوش وصل آمد شادیت مبارک باد

ای عاشق شیدایی

.

.

.

با سنت عشق گرد هم میآییم

آنجا که دوست داشتن تنها کلام زندگی است.

.

.

.

میخواهیم مهربانی را بیاموزیم

موسم نیلوفران ما شما را میخواند.

.

.

.

معنای عشق چیست بجز عشق

بهم رسیدن یعنی آغاز

با هم ماندن یعنی زندگی

زندگی با عشق یعنی کامیابی

.

.

.

همتمان بدرقه راه کن ای طایر قدس

که دراز است ره مقصد و ما نوسفریم

.

.

.

دست در دست هم نهادهایم و سفره دوستی را در

دشت آرزوها گستراندهایم تا هر خاطرهای را به

زیبایی در دلها بیاوریم

که زندگی تنها یادگاری از محبت است

شوق فشردن دستان شما برایمان انتظاری است شیرین

.

.

.

آغاز میکنیم زیستن را

پیوستن

و یکی شدن را

لطف حضور شما در جشن این آغازمایه شادی ما خواهد بود

.

.

.

زیر بام سعادت پیمان مهر میبندیم

ما را در این میثاق همراه باشید

.

.

.

قلب من و تو را

پیوند جاودانه مهری است در نهان

پیوند جاودانه ما ناگسسته باد

تا آخرین دم از نفس واپسین ما این مهر بسته باد

.

.

.

در پیشگاه حجت محض زمان مهدی(عج)

منجی جهان

منتدار حضور شمائیم.

.

.

.

ای کاش عشق را زبان سخن بود

آنها زندگی مشترک خود را جشن میگیرند

با تشریف فرمائی خود سرافرازشان فرمائید

.

.

.

مرا به رجعت خورشید باور است هنوز

دل بستهایم به صبح سپید، به سپیدی بلندترین تیله خورشید

دل بستهایم به زندگی، با ما باشید.

.

.

.

در میان همه گلهای نجیب گل مریم چیدم

و در این محفل عشق با دوصد شاخه یاس

مقدم پاک شما یاران را همه گل میکاریم

.

.

.

محفلی ساختهایم روشن از پرتو مهر سایبانش گل سرخ

بیریا همچو سپهر

ما در این محفل انس، در عبادتکده نورانی خود

شوق روحانی دیدار تو در دل داریم

.

.

.

ما در این محفل انس، در عبادتکده نورانی خود

از دورترین فاصلهها به هم رسیدیم

و تا اوج بودن با همیم

با حضورتان شادیمان را دو چندان کنید.

.

.

.

شاخ و دم که ندارد!

آدمیزاد احتمال دارد هر اشتباهی را مرتکب شود،

حالا مال ما یک کمی بد فرم تر بوده،

ازدواج کرده ایم!

شما هم خبطی مرتکب شوید،

بیایید دور هم، همدیگر را دست می اندازیم،

می خندیم،

حال می دهد به جان شما

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 14 / 12 / 1392 ساعت: 1:52

دانلود اهنگ با لینک مستقیم | کیفیت 128

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 9 / 12 / 1392 ساعت: 23:29

در این قسمت تست جدید روانشناسی(شخصیت شناسی با رنگ ها) را آورده ایم امیدواریم مورد پسندتان واقع شود.


برای اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید...


در این قسمت تست جدید روانشناسی(شخصیت شناسی با رنگ ها) را آورده ایم امیدواریم مورد پسندتان واقع شود..

آیا شما هنگام تصمیمگیری و انتخاب یک رنگ برای دکوراسیون خانه خود دچار سردرگمی میشوید؟ آیا همیشه لوازم جانبی و اکسسوریهای خانه خود را به رنگ بژ انتخاب میکنید یا بیشتر متمایل به رنگهای صورتی و شاد هستید؟ در ادامه مطلب با انجام یک تست شخصیتشناسی و پاسخ دادن به پنج سوال، دریابید که رنگهای موجود در خانه شما چه چیزی در ارتباط با شخصیت شما میگویند.

اگر شما بخواهید برای دکوراسیون اتاقنشیمن خود کوسن انتخاب و خریداری کنید کدام گزینه را ترجیح میدهید؟

کوسنهای پارچهای شیک به رنگ بژ.

کوسنهای شاد و گلدار یا انواع پولکی.

کوسنهای راهراه یا طرحهای گرافیکی روشن.

کوسنهای دکمهدار یا انواعی که دورتادور آنها ریشریش است.

چه نوع پرده یا شیدی را ترجیح میدهید؟

پردههایی به رنگ خنثی مثل پردههای سفید و شیدهای چوبی ساده برای پنجرههای کوچک.

پردههایی با رنگ پاستل و ملایم مانند پردههای کرم رنگ و شیدهای رومی گلدار برای پنجرههای کوچک.

پردههایی با رنگهای شاد و خیرهکننده و شید راهراه با رنگی روشن برای پنجرههای کوچک.

پرده چند لایه به همراه لبهای از حریر براق در قسمت روی پرده و شیدی از استیل برای پنجرههای کوچک.

چه نوع دسته گلی را دوست دارید؟

دسته گلی بزرگ از لیلیوم.

یک دسته گل از گلهای دیزی (گل پنج پر) و رز.

دسته گلی از رز صورتی با رنگی تکاندهنده.

دسته گلی که با عناصر طلایی تزئین شده باشد.

چه نوع کاناپه و صندلی را ترجیح میدهید؟

کاناپههای بزرگ و چرمی قهوهای رنگ و صندلیهای پوشیده شده از پارچه بژ.

کاناپه کرم ساده، اما صندلیهایی با پارچه گلدار و شاد یا با پارچههای پولکی.

یک کاناپه در نقطه کانونی به رنگ قرمز یا ارغوانی تند و صندلیهایی با رنگ متضاد.

صندلیهایی سفید و مشکی به همراه کاناپه هماهنگ با آنها.

درکمد لباسهای شما بیشتر چه رنگهایی دیده میشود؟

عمدتا سیاه و سفید، بژ یا سفید.

بلوزهای صورتی، آبی کمرنگ، سبز، سفید.

سیاه و سفید، نقرهای و سفید با دکمههای براق.

لباسهایی ارغوانی با صندلهای قرمز.

اگر اغلب پاسخهای شما گزینهA است: خاکی و طبیعی

برخی از رنگهایی که در چرخه رنگ حضور ندارند مانند رنگ سفید، سیاه و سفید، بژ و کرم، رنگهای خنثی نامیده میشوند. این رنگها اغلب جلوهای خاکی و صلحآمیز ایجاد میکنند و اغلب افرادی که برای خانه خود از رنگهای موجود در طبیعت استفاده میکنند، درجات بالایی از کمال و پختگی دارند. اضافه کردن طیفهای مختلفی از رنگ بژ، کرم و آفوایت (طیفی از رنگ سفید) به دکوراسیون عمق میدهد. اضافه کردن مقداری گرما با کمک عناصری از قبیل کوسنها، کلاهک آباژور، قالیچه و دیگر عناصر بافتدار و دارای رنگ زنده به اتاقی خنثی، اقدامی حیاتی است.

اگر اغلب پاسخهای شما گزینهB است: ملایم و پاستلی

افرادی که از رنگهای ملایم و پاستلی استفاده میکنند، افرادی شیک و آرام هستند. رنگهایی از قبیل سفید، آبی ملایم، صورتی ملایم و سبز در کنار هم میتوانند فضایی الهامبخش و لطیف ایجاد کنند که چنین فضایی با کمک طرحهای گلدار و شاد میتواند گرمتر و پویاتر شود. بهترین حالت برای این ترکیبهای رنگی این است که رنگ زمینه دکوراسیون را ملایم و روشن در نظر بگیرید و برای اکسسوریها یا یک دیوار فضا از رنگی زنده مانند صورتی تند استفاده کنید. همچنین توصیه میشود در چنین دکوراسیونی دسته گلی از گلهای متنوع با رنگهای شاد را در گلدانی میناکاری شده قرار دهید؛ زیرا ترکیب گلهای تازه و باطراوت با طرحهای گلدار میتواند جذابیت ویژهای به دکوراسیون فضا ببخشد.

اگر اغلب پاسخهای شما گزینه C است: روشن و بیپروا

افرادی که رنگهای تند و روشن را دوست دارند افراد شجاع و دلیری هستند. رنگهای تند و خیرهکننده محرک هستند. برای استفاده از رنگهای تند نکاتی را باید رعایت کنید، برای مثال توصیه میکنیم کاناپهای قرمز رنگ را در مقابل بزرگترین دیوار اتاق قرار دهید و همچنین زمینه و رنگ دیوارهای فضایی را که در دکوراسیون آن از رنگهای تند و خیرهکننده استفاده شده، خلوت و روشن نگهدارید.

اگر اغلب پاسخهای شما گزینه D است: ترکیبات خاص

این افراد خواستار شکستن و عبور از حد و مرزها هستند. قوانین و بایدها را فراموش کنید و تنها به این فکر کنید که خانه شما باید به رنگی باشد که شما دوستش دارید و در آن میتوانید مانند یک شاه زندگی کنید. استفاده از ترکیب رنگی سفید و مشکی به همراه اکسسوریها و عناصر فلزی در کنار یک نورپردازی مناسب، میتواند ترکیب خوبی باشد. شما میتوانید ضمن بازی با رنگهای لطیف و ملایمتر، در خانهای با چنین ترکیب رنگی، جلوهای متمایز ایجاد کنید.

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 7 / 12 / 1392 ساعت: 21:51

برای صحرخیری و صبح زود پا شدن چیکار کنیم؟ در این مطلب ما نکاتی را آورده ایم که با رعایت اینها می توانید صبح زود پا بشید و علاوه بر اینکه شاداب تر می شوید به کارهای خود ، نیز راحت تر و بهتر می رسید.


به ادامه مطلب بروید...


برای صحرخیری و صبح زود پا شدن چیکار کنیم؟ در این مطلب ما نکاتی را آورده ایم که با رعایت اینها می توانید صبح زود پا بشید و علاوه بر اینکه شاداب تر می شوید به کارهای خود ، نیز راحت تر و بهتر می رسید.

۱- - معجزه آب:

فرض کنیم شما مرحله اول را به خوبی پشت سر گذاشته اید و چشم هایتان را باز کرده اید. حالا برای ایکه بتوانید از تخت دل بکنید و با حسرت به پشت سرتان نگاه نکنید بد نیست یک لیوان آب تازه نوش جان کنید. تحقیقات نشان داده اند نوشیدن آب باعث جریان پیدا کردن اکسیژن می شود و در عین حال مواد سمی و زائد را دفع می کند. مرحله بعدی برای سرحال شدن چیست؟ دوش بگیرید! تغییر دما باعث می شود جریان خون هم تغییر پیدا کند و انرژی شما رو به افزایش بگذارد، طوری که خواب از سرتان بپرد.اگر دوش گرفتن صبحگاهی برایتان سخت است پاشیدن چند مشت آب خنک به صورت و گرفتن مچ دست ها زیر شیر آب را فراموش نکنید که کارگشا خواهد بود. مرحله آخر را هم به آنهایی معرفی می کنیم که هنوز در مرحله اول مانده اندو نمی توانند زود از خواب بلندشوند: قبل از خوابیدن یک لیوان آب میل کنید، ساعات اولیه صبح خود به خود بیدار می شوید!

۲-قهوه ممنوع:

همه ما می دانیم خوردن قهوه باعث می شود بتوانیم بیشتر بیدار بمانیم. بنابراین وقتی می گوییم قهوه نخورید تا بتوانید صبح ها راحت تر از خواب بیدار شوید ممکن است تعجب کنید! مگر قرار نبود قهوه بیدارمان کند؟ پاسخ شما این است: در کوتاه مدت این روش جواب می دهد اما با طولانی شدن مدت استفاده از قهوه یا سایر نوشیدنی های کافئین دار نتیجه ای کاملا برعکس می گیرید! حتی ممکن است بی خوابی های مداوم را هم به دنبال داشته باشد.برای توجیه این اتفاق باید بدانید وقتی قهوه می نوشید در بدنتان چه می گذرد: غدد فوق کلیوی شروع می کنند به آزاد کردن هورمون کورتیزول، هورمونی وابسته به استرس که باعث می شود بدنتان احساس کند اتفاقی در جریان است و باید بیدار بماند اما به مرور زمان وقتی بدن به این مقدار از کورتیزول عادت کند مشکل خواب آلودگی شما هم شروع می شود. خستگی غدد فوق کلیوی از این دریافت مکرر مشکل خیلی از آدم هایی است که سرشان شلوغ است و خودشان را به قهوه مهمان می کنند!برای حل این مشکل مصرف کافئین را کم کنید و کم کم قطع نمایید تا بدنتان به روال عادی خودش برگردد. اگر برایتان خیلی سخت است از قهوه یا نسکافه بگذرید، نوشیدنی های بدون کافئین یا انواع چای گیاهی را جایگزین کنید تا بدنتان به شرایط جدید عادت کند.

۳- این اتاق چقدر گرمه!

دل کندن از تختخواب گرم و نرم در یک صبح زمستانی حکم کندن کوه بیستون را پیدا می کند! دلیل این امر به دمای اتاق خوابتان برمی گردد. بهترین دما برای ساعاتی که خوابیده اید بین ۱۶ تا ۱۸ درجه سانتیگراد است. اگر دما بیشتر از این مقدار باشد شب نمی توانید به راحتی بخوابید و صبح هم به سختی از جایتان بلند خواهید شد. اگر کمتر از این مقدار باشد هم دل کندن از خواب خیلی سخت خواهد شد. این بار قبل از اینکه بخوابید دمای اتاق را چک و تنظیم کنید.اگر صبح روز بعد به راحتی از خواب بیدار شدید تعجب نکنید لطفا!

۴- رژیم غذایی تان را اصلاح کنید:

تحقیقات دانشمندان نشان داده اگر رژیم غذایی شما کربوهیدرات کمتر و چربی مفید بیشتری داشته باشد می تواند باعث سحرخیز شدنتان شود. خوراکی هایی مثل آووکادو، برنج قهوه ای، موز و گوشت بوقلمون مقدار زیادی تریپتوآن دارند، آمینو اسیدی که به ترشح سروتونین کمک می کند. حالا سروتونین چیست؟ هورمونی که برای خوب خوابیدن کاملا ضروری است. وقتی که خوب بخوابید می توانید راحت هم بیدار شوید! سروتونین باعث می شود ترافیک نرون های عصبی کاهش پیدا کندن و ذهنی آرام را به شما هدیه خواهد داد. رژیم های غذایی اصطلاحا مدیترانه ای رژیم های مناسبی هستندکه شامل مقدار کمی کربوهیدرات و مقدار بیشتری چربی های ضروری می شود.

۵- شکم پر نباشید:

قدیمی ها می گفتند اگر با شکم پر بخوابید، شب خواب های بد می بینید. گویا قدیمی ها با دانشمندان امروزی سر و سری داشته اند چون امروزی ها هم به این نکته اعتقاد دارند. در عین حال توصیه هات هم بر این هستند که نباید با شکم خالی خوابید. به چه نتیجه ای می رسیم؟ باید حد وسط را نگه داشت.برای این کار می توانید وعده غذایی ناهار را بزرگتر و حجیم تر از همیشه بگیرید و در عوض شام را به ساعت های اولیه شب موکول کنید، آن هم شامی که شامل مقدار کمی هیدروکربن باشد. بعضی از دانشمندان می گویند برای شام غذایی هایی را انتخاب کندی که هضم شدنشان آسان است و بعضی ها می گویند بهتر است غذاهایی بخورید که برای هضم شان زمان بیشتری صرف شود، اینطوری با مشکل افت قند خون در طول شب روبرو نمی شوید و می توانید تا صبح راحت بخوابید. آدمی که شب راحتی را گذرانده می تواند به جمع سحرخیزان اضافه شود!

۶- خواب روزهای تعطیل خوشمزه نیست!

روزهای کاری هفته تمام شده اند و خیلی ها برای خواب آخر هفته توی دل شان عروسی گرفته اند! خیلی ها هم می گویند هیچ چیز به اندازه خوابیدن تا سر ظهر روزهای جمعه نمی چسبد. واقعیت این است که همین خواب می تواند کار دست تان دهد. فکرش را کنید: بدن شما هر روز سعی می کندخودش را با الگوی کاری تطبیق بدهد و درست وقتی که می خواهد این الگو را به بخشی از روال عادی اش تبدیل کند بومب! جمعه از راه می رسد و شما از او می خواهید ساکت شود!این اتفاق در زمستان سخت تر از هر موقع دیگر سال می شود چون هوای سرد حکم میخی را دارد که شما را به تخت می چسباند و هیچ جوری هم دلتان نمی آید از آن دل بکنید. پیشنهاد ما این است که حداقل در زمستان روال همیشگی ساعت بدن را به هم نریزید و در روزهای تعطیل هم به برنامه سایر روزهای هفته وفادار باشید. اینطوری صبح شنبه برایتان سخت و ناراحت کننده نمی شود. همان ساعت همیشگی بیدار شوید، چای بنوشید یا یک دوش آب ولرم بگیرید.

7- پیاده روی تند و مزایای آن:

تحقیقات نشان داده اند راحت خوابیدن در طول شب رابطه مستقیم با راحت بیدار شدن صبحگاهی دارد، بنابراین یکی از توصیه های محققان این است که در طول روز حداقل سی دقیقه پیاده روی تندت داشته باشید یا به ورزش دیگری بپردازید. این کار باعث می شود انرژی اضافه شما به صورت بالفعل دربیاید و تخلیه شود. وقتی انرژی تخلیه شود استرس هم کم خواهد شد و آرامش بدنتان بیشتر. همه اینها به شما کمک می کنند خواب خوبی در طول شب داشته باشیدو صبح هم به راحتی از تخت بیرون بپرید.

۸- به خودتان انگیزه بدهید:

هیچ چیزی به اندازه انگیزه داشتن نمی تواند به سحرخیزی و کامروایی و اینجور مسائل کمک کند! برای صبح ها بهانه داشته باشید. مثلا درست کردن یک صبحانه تازه و خوشمزه را یاد بگیرید و برای آماده کردنش زودتر بیدار شوید. ممکن است به تازگی کرم یا ماسکی خریده باشید، همین بهترین انگیزه را به شما می دهد تا خیلی زود بیدار شوید و آن را امتحان کنید. رسیدگی کردن به خودتان را در اولویت قرار بدهید تا متوجه معجزه زود بیدار شدن شوید. امتحان کردن ست های مختلف لباس می تواند انگیزه دیگری برای شما به حساب بیاید.

۹- ساعت جدیدی تهیه کنید:

ساعت های قدیمی را یادتان هست؟ همان هایی که دوتا قابلمه رویشان نصب کرده بودند و چنان زنگ می زدند که انگار آخرالزمان رسیده است! تکنولوژی به درد همین وقت ها می خورد دیگر. ساعت های جدید امکانات جدیدی هم دارند. یک مدل از این ساعت ها مجهز به تعدادی لامپ است که رأس ساعت کوک شده شروع به روشن و خاموش شدن می کند و شبیه نور خورشید عمل خواهد کرد. همین کار دل کندن از رختخواب را آسانتر می کند. ساعت های دیگری هم هستند که موزیک هایی ملایم و شاد دارند یا حتی رأس ساعت مورد نظر صدایی از طبیعت، حتی صدای خروس را پخش می کنند! تهیه این ساعت ها شاید هزینه بر باشد، در این صورت معجزه گوشی تلفن همراهتان را دست کم نگیرید. آهنگ مورد علاقه تان را به عنوان آهنگ بیداری تنظیم کنید و صبح را با موزیک دلخواه تان شروع کنید.

۱۰- توی تخت نمانید:

بعضی ها عادت دارند صبح ها بعد از بیدار شدن توی تخت بمانند و شروع به فکر کردن کنند. نتیجه ای که اغلب بعد از این فکرها به دست می آید تنفر از نگاه کردن به ساعت و عشق ورزیدن به بالش محترم است! در مواردی دیده شده افراد دوباره به خواب شیرین فرو رفته اند! این دفعه بعد از اینکه چشم هایتان را باز کردید و ذهن تان هشیار شد به جای ماندن توی تخت اراده کنید و بلند شوید.همین که از تخت بلند شدید کافی است تا انرژی مهمانتان شود و به کمک تان بیاید.

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 7 / 12 / 1392 ساعت: 21:43

در این قسمت نکاتی طلایی برای یافتن دوستان بیشتر آورده ایم..
همیشه وقتشناس باشید، مهم است که به وقت دیگران احترام بگذارید. علاوه بر آن یک فرد متشخص میداند چه زمانی باید مهمانی را ترک کند.
با رعایت این نکات ساده، دوستان بیشتری خواهید داشت و فردی خوش محضر محسوب خواهید شد:
۱ – همیشه مودب باشید، همواره با همه مودب و با نزاکت باشید.
۲ – هیچگاه دشنام ندهید.
۳ – با صدای بلند صحبت نکنید، بلند صحبت کردن بیانگر آن است که شما قادر به بحث منطقی با دیگران نیستید. همچنین بلند صحبت کردن، سبب جلب توجه اطرافیان میشود، البته توجه منفی.
۴ – کنترل خود را از دست ندهید، زمانی که شما کنترل اعصاب خود را از دست میدهید و از کوره در میروید، به همه نشان میدهید که قادر به کنترل احساسات و هیجانات خود نیستید.
۵ – به دیگران خیره نشوید. زل زدن به دیگران و چشمچرانی نوعی تعرض به آنها محسوب میشود.
۶ – صحبت کسی را قطع نکنید. پیش از آن که اظهار عقیدهای کنید، اجازه دهید صحبت دیگران به پایان برسد. میان صحبت کسی پریدن نشانه بینزاکتی و نداشتن مهارتهای اجتماعی فرد است.
۷ – همیشه وقتشناس باشید، مهم است که به وقت دیگران احترام بگذارید. علاوه بر آن یک فرد متشخص میداند چه زمانی باید مهمانی را ترک کند.
۸ – اسرار زندگی خصوصی خود را فاش نسازید، جزئیات زندگی شما باید محرمانه بماند.
۹ – حرمت بزرگترها را نگه دارید و همانطور که دوست دارید مورد احترام دیگران باشید، خودتان نیز باید به دیگران احترام بگذارید.
۱۰ – به اشتباهات دیگران نخندید؛ این یکی از بدترین کارهایی است که یک فرد ممکن است انجام دهد.
۱۱ – فخرفروشی نکنید و از لافزدن بپرهیزید.

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 7 / 12 / 1392 ساعت: 21:40

در این قسمت دعای امام زمان(عج) برای برآورده شدن حاجات به همراه متن و ترجمه را آورده ایم..التماس دعا

سیّد علی خان در کتاب شریف «الکلم الطیّب» میگوید: این دعای ارزشمندی است از امام زمان(ع) برای کسی که چیزی ازاو ضایع گشته یا حاجتی دارد؛ بنابراین شخصی که خواسته یا مشکل مهمّی دارد، باید این دعا را بسیار بخواند:

به ادامه مطلب بروید


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمِ.

«أنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُبْـدِئُ الْخَلْقِ وَمُعیدُهُمْ وَأنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُدَبِّـرُ الْاُمُورِ، وَ بٰاعِثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، وَ أنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ الْقٰابِضُ الْبٰاسِطُ، وَ أنْتَ الله الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، وٰارِثُ الْأرْضِ وَمَنْ عَلَیْهٰا. أسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی إذٰا دُعیتَ بِهِ أجَبْتَ، وَإذٰا سُئِلْتَ بِهِ أعْطَیْتَ وَ أسْئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أهْلِ بَیْتِهِ، وَ بِحَقِّهِمُ الَّذی أوْجَبْتَهُ عَلیٰ نَفْسِکَ أنْ تُصَلِّیَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ تَقْضِیَ لی حٰاجَتی، السّاعَةَ السّاعَةَ، یٰا سَیِّدٰاهُ، یٰا مَوْلٰاهُ، یٰا غِیٰاثٰاهُ، أسْئَلُکَ بِکُلِّ اسْمٍ سَمَّیْتَهُ بِهِ نَفْسَکَ، وَاسْتَأْثَرْتَ بِهِ فی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ أنْ تُصَلِّیَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ تُعَجِّلَ خَلٰاصَنٰا مِنْ هٰذِهِ الشِّدَّةِ، یٰا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأبْصٰار، یٰا سَمیعَ الدُّعٰآءِ،إنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ، بِرَحْمَتِکَ یٰا أرْحَمَ الرّاحِمین؛

به نام خداوند بخشندة مهربان

تو آن خدایی هستی که جز تو معبودی نیست؛ آغازگر و بازگردانندة آفریدگان هستی و تویی آن خدایی که جز تو معبودی نیست؛ تدبیر کنندة کارها هستی و هر که را در قبرهاست، برمیانگیزی؛ تو همان خدای یکتایی هستی که جز تو معبودی نیست؛ تنگ گیرنده و گسترانندة هستی و تو آن، خدایی هستی که جز تو معبودی نیست و وارث زمین و ساکنان آن هستی. از تو درخواست میکنم به واسطة نامت که هرگاه بدان خوانده شدی، پاسخ دادی و هرگاه بدان وسیله از تو درخواست شده، عطا کردی و به حقّ محمّد و اهل بیت او و به واسطة حقّی که برای ایشان بر خود واجب ساختهای. از تو درخواست میکنم تا بر محمّد و آل محمّد درود بفرستی و حاجتم را برآورده سازی؛ همین ساعت، همین ساعت ای آقای من؛ ای مولای من؛ ای فریادرس من؛ از تو میخواهم به واسطة تمامی نامهایی که خویشتن را بدان نامیدهای و آن را در دانش پنهانیت نزد خود نگه داشتهای؛ که بر محمّد و آل محمّد درود بفرستی و در رهایی ما از این گرفتاری و سختی شتاب کنی. ای دگرگونکنندة دلها و چشمها؛ ای شنوای دعا؛ به راستی که تو بر هر چیزی توانا هستی؛ به واسطة رحمتت ای مهربانترین مهربانان».

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 7 / 12 / 1392 ساعت: 21:35

در مورد ازدواج ، میتوانیم استخاره کنیم؟

در کل استخاره برای کارهایی که انسان در دوراهی قرار می گیرد و نمیتواند تصمیم بگیرد انجام میشد. اماهمیشه برای ازدواج و انتخاب همسر باید گفتوگوها، تحقیقات و بررسیها، مشورتهای لازم و کافی انجام بگیرد. بعد از این مراحل اگر همه ملاکها و معیارهای ضروری و هم خوانی در دوطرف وجود داشت دیگر به استخاره نیاز نیست حالا چه از طرف خانواده پسر و چه از طرف خانواده دختر. استخاره در چنین مواردی اصلا جزو سنتهای ما نبوده است.چگونه باید استخاره کنیم؟آن چیزی که ما داریم و در سنت و روایات ما برای آن استخاره جایز شمرده شده، یک مورد است و آن هم در مواقعی که شرایط به گونهای مبهم است و قابل کشف و شفاف نیست و نمیتوان از طرق متعارف و معقول به نتیجه قطعی رسید و فرد پس از همه بررسیها باز هم در یک حالت شک و تردید باقی میماند حالا یک راه برای خروج از این سردرگمی استخاره کردن است.به این طریق که دو رکعت نماز بخواند و هفتاد مرتبه استغفرا… بگوید یعنی طلب خیر از خداوند بکند تا ان شاءا… خداوند در این مسئله خیر او را قرار بدهد. اما در مواقعی که شک و تردیدی نباشد استخاره به طور کلی جایی ندارد، نکته دیگر اینکه اگر خانواده دختر تابع دین و شرع باشند باید بدانند اگر تحقیقات لازم و کافی را انجام دادهاند و از نظر آنها فرد مقابل ملاک و معیارهای لازم برای ازدواج را دارد دیگر استخاره کردن هیچ توجیهی ندارد.

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 7 / 12 / 1392 ساعت: 21:32


الهی! اگر طاعت بسی ندارم در هر جهان جز تو کسی ندارم.الهی! تو دوستان را به دشمنانت مینمایی،درویشان را غم و اندوه دهی، بیمار کنی و خود بیمارستان کنی، درمانده کنی و خود درمان کنی، از خاک آدم کنی و با وی چندان احسان کنی، مجلسش روضه رضوان کنی،
الهی! از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم نیست.

الهی! دستم گیر که دست آویز ندارم و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم.

الهی! خود را از همه به تو وابستم، اگر بداری تو را پرستم و اگر نداری خود پرستم نومید مساز بگیر دستم.

الهی! ای دورنظر و ای نیکو حضر و ای نیکوکار نیک منظر، ای دلیل هر برگشته، و ای راهنمای هر سرگشته، ای چاره ساز هر بیچاره و ای آرنده هر آواره، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده. دست ما گیر ای بخشنده بخشاینده.

الهی! کار آن دارد که با تو کاری دارد. یار آن که دارد چون تو یاری دارد. او که در هر دو جهان تو را دارد هرگز کی تو را بگذارد.

الهی! در سر گریستنی دارم دراز. ندانم از حسرت گریم یا از ناز.
الهی! یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو میان سر وجان.

الهی! یکتای بیهمتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی،بتو رسد ملک خدایی.

الهی! نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان.

الهی! ضعیفان را پناهی. قاصدان را بر سر راهی. مومنان را گواهی. چه عزیز است آن کس که تو خواهی.

الهی! ای خالق بیمدد و ای واحد بیعدد، ای اول بیهدایت و ای آخر بینهایت. ای ظاهر بیصورت و ای باطن بیسیرت، ای حی بیذلت ای بخشنده بیمنت، ای داننده رازها، ای شنونده آوازها، ای بیننده نمازها، ای شناسنده نامها، ای رساننده گامها، ای مطلع بر حقایق، ای مهربان بر خلایق، عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ما حقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.

الهی! ای کامکاری که دل دوستان در کنف توحید توست و ای که جان بندگان در صف تقدیر تو است، ای قهاری که کس را به تو حیلت نیست، ای جباری که گردن کشان را با تو روی مقاومت نیست، ای کریمی که بندگان را غیر از تو دست آویز نیست. نگاه دار تا پریشان نشویم و در راه آر تا سرگردان نشویم.

مناجات|دردودل|دردودل با خدا|نوشته ی زیبا|نوشته ی زیبا با مضمون خدا|خدایا دستم را بگیر

مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری و الهی نامه آیةالله حسنزاده آملی؛ بااندکی تصرف

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 7 / 12 / 1392 ساعت: 21:30

11 حدیث زیبا در مورد گشاده رویی و خوشرویی

——————————————

امام صادق علیه السلام :

صَنائِعُ المَعروفِ و َحُسنُ البِشرِ یُکسِبانِ المَحَبَّةَ و َیُدخِلانِ الجَنَّةَ و َالبُخلُ وَ عَبُوسُ الوَجهِ یُبعِدانِ مِنَ اللّه و َیُدخِلانِ النّارَ؛

نیکوکارى و گشاده رویى، محبت آورند و به بهشت مى برند و بخل و ترشرویى از خدا دور مى کنند و به دوزخ برند.

کافى(ط-الاسلامیه) ج۲، ص۱۰۳، ح۵

بقیه در ادامه مطلب...


11 حدیث زیبا در مورد گشاده رویی و خوشرویی

——————————————

امام صادق علیه السلام :

صَنائِعُ المَعروفِ و َحُسنُ البِشرِ یُکسِبانِ المَحَبَّةَ و َیُدخِلانِ الجَنَّةَ و َالبُخلُ وَ عَبُوسُ الوَجهِ یُبعِدانِ مِنَ اللّه و َیُدخِلانِ النّارَ؛

نیکوکارى و گشاده رویى، محبت آورند و به بهشت مى برند و بخل و ترشرویى از خدا دور مى کنند و به دوزخ برند.

کافى(ط-الاسلامیه) ج۲، ص۱۰۳، ح۵

——————————————

امام على علیه السلام :

بِالبِشرِ و َبَسطِ الوَجهِ یَحسُنُ مَوقِعُ البَذلِ؛

با گشاده رویى و خوشرویى، بخشش ارزش پیدا مى کند.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص۴۳۴ ، ح۹۹۳۲

——————————————

رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

بَسطُ الوَجهِ زینَةُ الحِلمِ؛

گشاده رویى زینت بردبارى است.

کنز الفوائد ج۱ ، ص۲۹۹

——————————————

امام صادق علیه السلام :

اِنَّ لاِهْلِ الْجَنَّةِ اَرْبَعَ عَلاماتٍ: وَجْهٌ مُنْبَسِطٌ وَ لِسانٌ لَطیفٌ وَ قَلْبٌ رَحیمٌ وَ یَدٌ مُعْطیَةٌ؛

بهشتى ها چهار نشانه دارند: روى گشاده، زبان نرم، دل مهربان و دستِ دهنده.

مجموعه ورام ج ۲، ص ۹۱

—————————————

کانَ النَّبىُّ صلی الله علیه و آله و سلم …

یُسَلِّمُ عَلى مَنِ اسْتَقْبَلَهُ مِنْ کَبیرٍ وَ صَغیرٍ وَ غَنىٍّ وَ فَقیرٍ و لا یُحَقِّرُ ما دُعِىَ اِلَیهِ و لو اِلى خَشفِ التَّمْرةِ وَ کانَ خَفیفَ المَؤونَةِ کَریمَ الطَّبیعَةِ، جَمیلَ المُعاشَرَةِ، طَلِقَ الوَجهِ، بَشّاشا من غَیرِ ضِحکٍ، مَحْزونا مِن غَیرِ عَبوسٍ، مُتَواضِعا مِنْ غَیْرِ مَذَلَّةٍ، جَوادا مِن غَیْرِ سَرَفٍ، رَقیقَ القَلبِ، رَحیما بِکُلِّ مُسْلِمٍ… ؛

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم … به هر کس برخورد مى نمودند، از بزرگ و کوچک، ثروتمند و فقیر، سلام مى کردند و اگر به جایى حتى براى خوردن خرمایى خشک دعوت مى شدند، آن را کوچک نمى شمردند. زندگیشان کم هزینه بود، بزرگ طبع، خوش معاشرت و گشاده رو بودند، بى آن که بخندند، همیشه متبسم بودند، بى آن که اخمو باشند، محزون بودند، بى آن که از خود ذلّتى نشان دهند، متواضع بودند، مى بخشیدند ولى اسراف نمى نمودند، دل نازک و نسبت به تمام مسلمانان مهربان بودند.

ارشاد القلوب(دیلمی) ج ۱، ص ۱۱۵

——————————————

امام على علیه السلام :

وَ هُوَ خاتَمُ النَّبیّینَ، اَجْوَدُ النّاسِ کَفّا وَ اَرْحَبُ النّاسِ صَدْرا وَ اَصْدَقُ النّاسِ لَهْجَةً وَ اَوْفَى النّاسِ ذِمَّةً وَ اَلْیَنُهُمْ عَریکَةً وَ اَکْرَمُهُمْ عِشْرَةً مَنْ رَآهُ بدیهَةً هابَهُ وَ مَنْ خالَطَهُ مَعْرِفَةً اَحَبَّهُ یَقولُ ناعِتُهُ: لَمْ اَرَ قَبْلَهُ وَ لا بَعْدَهُ مِثْلَهُ؛

او که خاتم پیامبران بود، بخشنده ترین، پرحوصله ترین، راستگوترین، پایبندترین مردم به عهد و پیمان، نرم خوترین و خوش مصاحبت ترین مردم بود، هر کس بدون سابقه قبلى او را مى دید، هیبتش او را مى گرفت و هر کس با او معاشرت مى نمود و او را مى شناخت دوستدارش مى شد و هر کس مى خواست او را تعریف کند، مى گفت: نظیر او را پیش از او و پس از او ندیده ام.

بحارالأنوار(ط-بیروت) ج ۱۶، ص ۱۹۰

امام على علیه السلام :

اَلبِشرُ أَوَّلُ البِرِّ؛

گشاده رویى، سرآغاز نیکى است.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص۴۳۴ ، ح۹۹۲۰

——————————————

امام على علیه السلام :

حُسنُ البِشرِ یَذهَبُ بِالسَّخیمَةِ؛

گشاده رویى کینه را از بین مى برد.

کافى(ط-الاسلامیه) ج۲، ص۱۰۳ و ۱۰۴ ، ح۶

——————————————

امام على علیه السلام :

اَلبِشرُ شیمَةُ الحُرِّ؛

گشاده رویى خوىِ آزاده است.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص۴۳۴ ، ح۹۹۲۲

——————————————

امام على علیه السلام :

بِشرُکَ یَدُلُّ عَلى کَرَمِ نَفسِکَ؛

گشاده رویى تو نشانگر بزرگوارى و کرامت نفس توست.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص۴۳۴ ، ح۹۹۳۳

——————————————

امام صادق علیه السلام :

ثَلاثٌ مَنْ اَتَى اللّه َ بِواحِدَةٍ مِنْهُنَّ اَوْجَبَ اللّه ُ لَهُ الْجَنَّةَ: اَلاْنْفاقُ مِنْ اِقْتارٍ وَ الْبِشْرُ لِجَمیعِ الْعالَمِ وَ الاِنْصافُ مِنْ نَفْسِهِ؛

هر کس یکى از این کارها را به درگاه خدا ببرد، خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند: انفاق در تنگدستى، گشاده رویى با همگان و رفتار منصفانه.

کافی(ط-الاسلامیه) ج۲ ، ص۱۰۳ ، ح۲

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 7 / 12 / 1392 ساعت: 21:26

در این قسمت اندکی از زندگینامه امام صادق علیه السلام و فضائل و سیره ی ایشان را آوره ایم

۱٫ امام صادق ( ع )حضرت امام جعفر صادق علیه السلام رئیس مذهب جعفرى ( شیعه ) در روز ۱۷ربیع الاول سال ۸۳ هجرى چشم به جهان گشود .پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش “ام فروه” دختر قاسم بن محمد بن ابى بکر مىباشد.کنیه آن حضرت : “ابو عبدالله” و لقبش “صادق” است . حضرت صادق تا سن ۱۲ سالگى معاصر جد گرامیش حضرت سجاد بود و مسلما تربیت اولیه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشهچینى کرده است .پس از رحلت امام چهارم مدت ۱۹ سال نیز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگى کرد و با این ترتیب ۳۱ سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر یک از آنان در زمان خویش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فیض کسب نور مىنمودند گذرانید .بنابراین صرف نظر از جنبه الهى و افاضات رحمانى که هر امامى آن را دار مىباشد ، بهرهمندى از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتى و شم علمى و ذکاوت بسیار ، به حد کمال علم و ادب رسید و در عصر خود بزرگترین قهرمان علم و دانش گردید .پس از درگذشت پدر بزرگوارش ۳۴ سال نیز دوره امامت او بود که در این مدت “مکتب جعفرى” را پایهریزى فرمود و موجب بازسازى و زنده نگهداشتن شریعت محمدى ( ص ) گردید .زندگى پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنى امیه ( هشام بن عبدالملک – ولید بن یزید – یزید بن ولید – ابراهیم بن ولید – مروان حمار ) که هر یک به نحوى موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم مىکردهاند ، و دو نفر از خلفاى عباسى ( سفاح و منصور ) نیز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بیداد و ستم بر امویان پیشى گرفتهاند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در ۱۰ سال آخر عمر شریفش در ناامنى و ناراحتى بیشترى بسر مىبرد .

بقیه در ادامه مطلب...


در این قسمت اندکی از زندگینامه امام صادق علیه السلام و فضائل و سیره ی ایشان را آوره ایم

۱٫ امام صادق ( ع )حضرت امام جعفر صادق علیه السلام رئیس مذهب جعفرى ( شیعه ) در روز ۱۷ربیع الاول سال ۸۳ هجرى چشم به جهان گشود .پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش “ام فروه” دختر قاسم بن محمد بن ابى بکر مىباشد.کنیه آن حضرت : “ابو عبدالله” و لقبش “صادق” است . حضرت صادق تا سن ۱۲ سالگى معاصر جد گرامیش حضرت سجاد بود و مسلما تربیت اولیه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشهچینى کرده است .پس از رحلت امام چهارم مدت ۱۹ سال نیز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگى کرد و با این ترتیب ۳۱ سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر یک از آنان در زمان خویش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فیض کسب نور مىنمودند گذرانید .بنابراین صرف نظر از جنبه الهى و افاضات رحمانى که هر امامى آن را دار مىباشد ، بهرهمندى از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتى و شم علمى و ذکاوت بسیار ، به حد کمال علم و ادب رسید و در عصر خود بزرگترین قهرمان علم و دانش گردید .پس از درگذشت پدر بزرگوارش ۳۴ سال نیز دوره امامت او بود که در این مدت “مکتب جعفرى” را پایهریزى فرمود و موجب بازسازى و زنده نگهداشتن شریعت محمدى ( ص ) گردید .زندگى پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنى امیه ( هشام بن عبدالملک – ولید بن یزید – یزید بن ولید – ابراهیم بن ولید – مروان حمار ) که هر یک به نحوى موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم مىکردهاند ، و دو نفر از خلفاى عباسى ( سفاح و منصور ) نیز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بیداد و ستم بر امویان پیشى گرفتهاند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در ۱۰ سال آخر عمر شریفش در ناامنى و ناراحتى بیشترى بسر مىبرد .

۲٫ عصر امام صادق ( ع )

عصر امام صادق ( ع ) یکى از طوفانىترین ادوار تاریخ اسلام است که از یک سواغتشاشها و انقلابهاى پیاپى گروههاى مختلف ، بویژه از طرف خونخواهان امام حسین ( ع ) رخ مىداد ، که انقلاب “ابو سلمه” در کوفه و “ابو مسلم” در خراسان و ایران از مهمترین آنها بوده است .و همین انقلاب سرانجام حکومت شوم بنى امیه را برانداخت و مردم را از یوغ ستم و بیدادشان رها ساخت . لیکن سرانجام بنى عباس با تردستى و توطئه ، بناحق از انقلاب بهره گرفته و حکومت و خلافت را تصاحب کردند . دوره انتقال حکومت هزار ماهه بنى امیه به بنى عباس طوفانىترین و پر هرج و مرج ترین دورانى بود که زندگى امام صادق ( ع ) را فراگرفته بود .و از دیگر سو عصر آن حضرت ، عصر برخورد مکتبها و ایدهئولوژیها و عصر تضاد افکار فلسفى و کلامى مختلف بود ، که از برخورد ملتهاى اسلام با مردم کشورهاى فتح شده و نیز روابط مراکز اسلامى با دنیاى خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نیز شور و هیجانى براى فهمیدن و پژوهش پدید آورده بود .عصرى که کوچکترین کم کارى یا عدم بیدارى و تحرک پاسدار راستین اسلام ، یعنى امام ( ع ) ، موجب نابودى دین و پوسیدگى تعلیمات حیاتبخش اسلام ، هم از درون و هم از بیرون مىشد .اینجا بود که امام ( ع ) دشوارى فراوان در پیش و مسؤولیت عظیم بر دوش داشت . پیشواى ششم در گیر و دار چنین بحرانى مىبایست از یک سو به فکر نجات افکار توده مسلمان از الحاد و بىدینى و کفر و نیز مانع انحراف اصول و معارف اسلامى از مسیر راستین باشد ، و از توجیهات غلط و وارونه دستورات دین به وسیله خلفاى وقت جلوگیرى کند .علاوه بر این ، با نقشهاى دقیق و ماهرانه ، شیعه را از اضمحلال و نابودى برهاند ، شیعهاى که در خفقان و شکنجه حکومت پیشین ، آخرین رمقها را مىگذراند ، و آخرین نفرات خویش را قربانى مىداد ، و رجال و مردان با ارزش شیعه یا مخفى بودند ، و یا در کر و فر و زرق و برق حکومت غاصب ستمگر ذوب شده بودند ، و جرأت ابراز شخصیت نداشتند ، حکومت جدید هم در کشتار و بىعدالتى دست کمى از آنها نداشت و وضع به حدى خفقانآور و ناگوار و خطرناک بود که همگى یاران امام ( ع ) را در معرض خطر مرگ قرار مىداد ، چنانکه زبدههایشان جزو لیست سیاه مرگ بودند .“جابر جعفى” یکى از یاران ویژه امام است که از طرف آن حضرت براى انجام دادن امرى به سوى کوفه مىرفت . در بین راه قاصد تیز پاى امام به او رسید و گفت : امام ( ع ) مىگوید : خودت را به دیوانگى بزن ، همین دستور او را از مرگ نجات داد و حاکم کوفه که فرمان محرمانه ترور را از طرف خلیفه داشت از قتلش به خاطر دیوانگى منصرف شد .جابر جعفى که از اصحاب سر امام باقر ( ع ) نیز مىباشد مىگوید : امام باقر ( ع ) هفتاد هزار بیت حدیث به من آموخت که به کسى نگفتم و نخواهم گفت …او روزى به حضرت عرض کرد مطالبى از اسرار به من گفتهاى که سینهام تاب تحمل آن را ندارد و محرمى ندارم تا به او بگویم و نزدیک است دیوانه شوم .امام فرمود : به کوه و صحرا برو و چاهى بکن و سر در دهانه چاه بگذار و در خلوت چاه بگو : حدثنى محمد بن على بکذا وکذا … ، ( یعنى امام باقر ( ع ) به من فلان مطلب را گفت ، یا روایت کرد ) .آرى ، شیعه مىرفت که نابود شود ، یعنى اسلام راستین به رنگ خلفا درآید ، و به صورت اسلام بنى امیهاى یا بنى عباسى خودنمایى کند .در چنین شرایط دشوارى ، امام دامن همت به کمر زد و به احیا و بازسازى معارف اسلامى پرداخت و مکتب علمى عظیمى به وجود آورد که محصول و بازده آن ، چهار هزار شاگرد متخصص ( همانند هشام ، محمد بن مسلم و … ) در رشتههاى گوناگون علوم بودند ، و اینان در سراسر کشور پهناور اسلامى آن روز پخش شدند .هر یک از اینان از طرفى خود ، بازگوکننده منطق امام که همان منطق اسلام است و پاسدار میراث دینى و علمى و نگهدارنده تشیع راستین بودند ، و از طرف دیگر مدافع و مانع نفوذ افکار ضد اسلامى و ویرانگر در میان مسلمانان نیز بودند .تأسیس چنین مکتب فکرى و این سان نوسازى و احیاگرى تعلیمات اسلامى ، سبب شد که امام صادق ( ع ) به عنوان رئیس مذهب جعفرى ( تشیع ) مشهور گردد .لیکن طولى نکشید که بنى عباس پس از تحکیم پایههاى حکومت و نفوذ خود ، همان شیوه ستم و فشار بنى امیه را پیش گرفتند و حتى از آنان هم گوى سبقت را ربودند. .امام صادق ( ع ) که همواره مبارزى نستوه و خستگىناپذیر و انقلابیى بنیادى در میدان فکر و عمل بوده ، کارى که امام حسین ( ع ) به صورت قیام خونین انجام داد ، وى قیام خود را در لباس تدریس و تأسیس مکتب و انسان سازى انجام داد و جهادى راستین کرد .

۳٫ جنبش علمى

اختلافات سیاسى بین امویان و عباسیان و تقسیم شدن اسلام به فرقههاى مختلفو ظهور عقاید مادى و نفوذ فلسفه یونان در کشورهاى اسلامى ، موجب پیدایش یک نهضت علمى گردید . نهضتى که پایههاى آن بر حقایق مسلم استوار بود .چنین نهضتى لازم بود ، تا هم حقایق دینى را از میان خرافات و موهومات و احادیث جعلى بیرون کشد و هم در برابر زندیقها و مادیها با نیروى منطق و قدرت استدلال مقاومت کند و آراى سست آنها را محکوم سازد . گفتگوهاى علمى و مناظرات آن حضرت با افراد دهرى و مادى مانند “ابن ابى العوجاء” و “ابو شاکر دیصانى” و حتى “ابن مقفع” معروف است .به وجود آمدن چنین نهضت علمى در محیط آشفته و تاریک آن عصر ، کار هر کسى نبود ، فقط کسى شایسته این مقام بزرگ بود که مأموریت الهى داشته باشد و از جانب خداوند پشتیبانى شود ، تا بتواند به نیروى الهام و پاکى نفس و تقوا وجود خود را به مبدأ غیب ارتباط دهد ، حقایق علمى را از دریاى بیکران علم الهى به دست آورد ، و در دسترس استفاده گوهرشناسان حقیقت قرار دهد .تنها وجود گرامى حضرت صادق ( ع ) مىتوانست چنین مقامى داشته باشد ، تنها امام صادق ( ع ) بود که با کنارهگیرى از سیاست و جنجالهاى سیاسى از آغاز امامت در نشر معارف اسلام و گسترش قوانین و احادیث راستین دین مبین و تبلیغ احکام و تعلیم و تربیت مسلمانان کمر همت بر میان بست .زمان امام صادق ( ع ) در حقیقت عصر طلایى دانش و ترویج احکام و تربیت شاگردانى بود که هر یک مشعل نورانى علم را به گوشه و کنار بردند و در “خودشناسى” و “خداشناسى” مانند استاد بزرگ و امام بزرگوار خود در هدایت مردم کوشیدند .در همین دوران درخشان – در برابر فلسفه یونان – کلام و حکمت اسلامى رشد کرد و فلاسفه و حکماى بزرگى در اسلام پرورش یافتند . همزمان با نهضت علمى و پیشرفت دانش بوسیله حضرت صادق ( ع ) در مدینه ، منصور خلیفه عباسى که از راه کینه و حسد ، به فکر ایجاد مکتب دیگرى افتاد که هم بتواند در برابر مکتب جعفرى استقلال علمى داشته باشد و هم مردم را سرگرم نماید و از خوشهچینى از محضر امام ( ع ) بازدارد .بدین جهت منصور مدرسهاى در محله “کرخ” بغداد تأسیس نمود . منصور در این مدرسه از وجود ابو حنیفه در مسائل فقهى استفاده نمود و کتب علمى و فلسفى را هم دستور داد از هند و یونان آوردند و ترجمه نمودند ، و نیز مالک را – که رئیس فرقه مالکى است – بر مسند فقه نشاند ، ولى این مکتبها نتوانستند وظیفه ارشاد خود را چنانکه باید انجام دهند .امام صادق ( ع ) مسائل فقهى و علمى و کلامى را که پراکنده بود ، به صورت منظم درآورد ، و در هر رشته از علوم و فنون شاگردان زیادى تربیت فرمود که باعث گسترش معارف اسلامى در جهان گردید . دانشگسترى امام ( ع ) در رشتههاى مختلف فقه ، فلسفه و کلام ، علوم طبیعى و … آغاز شد . فقه جعفرى همان فقه محمدى یا دستورهاى دینى است که از سوى خدا به پیغمبر بزرگوارش از طریق قرآن و وحى رسیده است .بر خلاف سایر فرقهها که بر مبناى عقیده و رأى و نظر خود مطالبى را کم یا زیاد مىکردند ، فقه جعفرى توضیح و بیان همان اصول و فروعى بود که در مکتب اسلام از آغاز مطرح بوده است .ابو حنیفه رئیس فرقه حنفى درباره امام صادق ( ع ) گفت : من فقیهتر از جعفرالصادق کسى را ندیدهام و نمىشناسم . فتواى بزرگترین فقیه جهان تسنن شیخ محمد شلتوت رئیس دانشگاه الازهر مصر که با کمال صراحت عمل به فقه جعفرى را مانند مذاهب دیگر اهل سنت جایز دانست – در روزگار ما – خود اعترافى است بر استوارى فقه جعفرى و حتى برترى آن بر مذاهب دیگر . و اینها نتیجه کار و عمل آن روز امام صادق ( ع ) است .در رشته فلسفه و حکمت حضرت صادق ( ع ) همیشه با اصحاب و حتى کسانى که از دین و اعتقاد به خدا دور بودند مناظراتى داشته است . نمونهاى از بیانات امام ( ع ) که در اثبات وجود خداوند حکیم است ، به یکى از شاگردان واصحاب خود به نام “مفضل بن عمر” فرمود که در کتابى به نام “توحید مفضل” هم اکنون در دست است .مناظرات امام صادق ( ع ) با طبیب هندى که موضوع کتاب “اهلیلجه” است نیز نکات حکمتآموز بسیارى دارد که گوشهاى از دریاى بیکران علم امام صادق ( ع ) است . براى شناسایى استاد معمولا دو راه داریم ، یکى شناختن آثار و کلمات او ، دوم شناختن شاگردان و تربیتشدگان مکتبش .کلمات و آثار و احادیث زیادى از حضرت صادق ( ع ) نقل شده است که ما حتى قطرهاى از دریا را نمىتوانیم به دست دهیم مگر “نمى از یمى” . اما شاگردان آن حضرت هم بیش از چهار هزار بودهاند ، یکى از آنها “جابر بن حیان” است . جابر از مردم خراسان بود .پدرش در طوس به داروفروشى مشغول بود که به وسیله طرفداران بنى امیه به قتل رسید . جابر بن حیان پس از قتل پدرش به مدینه آمد . ابتدا در نزد امام محمد باقر ( ع ) و سپس در نزد امام صادق ( ع ) شاگردى کرد . جابر یکى از افراد عجیب روزگار و از نوابغ بزرگ جهان اسلام است .در تمام علوم و فنون مخصوصا در علم شیمى تألیفات زیادى دارد ، و در رسالههاى خود همه جا نقل مىکند که ( جعفر بن محمد ) به من چنین گفت یا تعلیم داد یا حدیث کرد . از اکتشافات او اسید ازتیک ( تیزآب ) و تیزاب سلطانى و الکل است .وى چند فلز و شبه فلز را در زمان خود کشف کرد . در دوران “رنسانس اروپا” در حدود ۳۰٫ رساله از جابر به زبان آلمانى چاپ و ترجمه شده که در کتابخانههاى برلین و پاریس ضبط است .حضرت صادق ( ع ) بر اثر توطئههاى منصور عباسى در سال ۱۴۸ هجرى مسموم و در قبرستان بقیع در مدینه مدفون شد . عمر شریفش در این هنگام ۶۵ سال بود . از جهت اینکه عمر بیشترى نصیب ایشان شده است به “شیخ الائمه” موسوم است .حضرت امام صادق ( ع ) هفت پسر و سه دختر داشت .پس از حضرت صادق ( ع ) مقام امامت بنا به امر خدا به امام موسى کاظم ( ع ) منتقل گردید .دیگر از فرزندان آن حضرت اسمعیل است که بزرگترین فرزند امام بوده و پیش از وفات حضرت صادق ( ع ) از دنیا رفته است . طایفه اسماعیلیه به امامت وى قائلند .

۴٫ خلق و خوى حضرت صادق ( ع )

حضرت صادق ( ع ) مانند پدران بزرگوار خود در کلیه صفات نیکو و سجایاى اخلاقى سرآمد روزگار بود . حضرت صادق ( ع ) داراى قلبى روشن به نور الهى و در احسان و انفاق به نیازمندان مانند اجداد خود بود . داراى حکمت و علم وسیع و نفوذ کلام و قدرت بیان بود .با کمال تواضع و در عین حال با نهایت مناعت طبع کارهاى خود را شخصا انجام مىداد ، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بیل به دست گرفته ، در مزرعه خود کشاورزى مىکرد و مىفرمود : اگر در این حال پروردگار خود را ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود ، زیرا به کد یمین و عرق جبین آذوقه و معیشت خود و خانوادهام را تأمین مىنمایم .ابن خلکان مىنویسد : امام صادق ( ع ) یکى از ائمه دوازدهگانه مذهب امامیه و از سادات اهل بیت رسالت است .از این جهت به وى صادق مىگفتند که هر چه مىگفت راست و درست بود و فضیلت او مشهورتر از آن است که گفته شود . مالک مىگوید : با حضرت صادق ( ع ) سفرى به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسید ، امام صادق ( ع ) حالش تغییر کرد ، نزدیک بود از مرکب بیفتد و هر چه مىخواست لبیک بگوید ، صدا در گلویش گیر مىکرد . به او گفتم : اى پسر پیغمبر ، ناچار باید بگویى لبیک ، در جوابم فرمود : چگونه جسارت کنم و بگویم لبیک ، مىترسم خداوند در جوابم بگوید : لا لبیک ولا سعدیک .

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 7 / 12 / 1392 ساعت: 21:21

•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
من موندم این صدای پشه ها واقعا صدای بال زدنشونه …
یا لوس بازیشونه …
دارن با دهنشون صدای هلیکوپتر در میارن !!!
به قیافش نمیخوره این صداها !!!
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•

ﯾﻪ بار ﺗﻮ ﺟﺎﺩﻩ ﺷﻤﺎﻝ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ، ﯾﻪ ﺩﻓﻪ ﯾﻪ ﮔﺎﻭ ﭘﺮﯾﺪ ﻭﺳﻂ
ﺟﺎﺩﻩ ﻣﻨﻢ ﻣﺤﮑﻢ ﺯﺩﻡ ﺭﻭ ﺗﺮﻣﺰ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺎﮐﯽ ﺷﺪﻡ
ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺑﻮﻕ ﺯﺩﻥ ، ﺩﯾﺪﻡ ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ
ﻋﯿﻦ ﺑﺰ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﻨﻮ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺟﺬﺑﺶ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﺍﻭﻣﺪﻡ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﮔﺎﻭﻩ ﯾﻪ ﻧﮕﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ، ﯾﻪ ﻧﮕﺎ ﺑﻪ ﺗﺎﺑﻠﻮﯼ
ﻣﺤﻞ ﻋﺒﻮﺭ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ، ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﺑﻪ ﻧﺸﻮﻧﻪ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﺗﮑﻮﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ
ﺭﻓﺖ :)
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
اگه دوستام میتونستند ۵ ثانیــه بــَــعــد از اینکه گوشــی رو قـــطع میکنم رو بشنوند ، تا الان هیــــچ دوستی نداشــتم !! :| :)
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
من موندم این صدای پشه ها واقعا صدای بال زدنشونه …
یا لوس بازیشونه …
دارن با دهنشون صدای هلیکوپتر در میارن !!!
به قیافش نمیخوره این صداها !!!
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
عموم از آلمان برام کاپشن سوغات آورده
فقط داخلش با زبان فارسی سلیس نوشته تولیدی عباس پور :|
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
عزیزم اونی که بـا دیدنت ” کـــــــــف ” میکنه دلستره , نه مــــــــن …:))
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
چندتا از دروغ های مشهورمون :
. فقط امضای رئیس مونده
. این لباس جنسش ترک اصله
. به چشم خواهری میبینمش
. همه بچه ها خوشگلن
. از فکر تو تا خود صبح بیدار بودم
. این آخرین سیگاریه که میکشم
. منو تو جوونیام ندیدی
. این بهترین کادوییه که تو زندگیم گرفتم
. مرسی من نمیخورم، رژیم دارم
. از این همه یه دونه مونده، همش رو فروختم
. عموم فوت کرده بود نتونستم بیام
. مادر نزاییده کسی رو که چپ نگام کنه
. خونه رو تخلیه کنین پسرم ازدواج کرده
. شما فرم رو پر کنین ما باهاتون تماس میگیریم
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
روی زمــیــنــی زنـدگـی مـی کــنــیــم که خــودش رو ” جــــو ” گرفته !
دیگه تــکـلـیـفــ آدمـــاش مــعــلـومه ….!
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
نمیدونم چرا دخـترای امـــروزی از سایز کله شون راضـی نیستند !
حتــــــما بـــاید یه قابـلمه یا زود پزی ، چیزی بـذارن زیر روسری شون تا
ســـرشـون بشــه اندازه گنبد امامزاده داود …
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
تو جاده تصادف شده بود…
همه جمع شده بودن
منم واسه اینکه صحنه رو از نزدیک ببینم
از اون ور داد زدم
گفتم: برید کنار من پدرشم!!
وقتی رسیدم دیدم اونی که تو خیابان افتاده یه الاغه!!
هیچی دیگه اون وسط مسطا چندتا خانم و آقا از شدت پاره گی به دلیل خنده به درجه رفیع شهادت نائل شدن……
بعله…. :|
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
دختر همسایمون زنگ خونمونو زده،رفتم درو باز کردم
میگم سلام بفرمایید، میگه: سلام خونه اید؟!!!!
گفتم: نه منو که میبینی آخرین مدل پیغام گیر هستم
لطفا بعد از شینیدن صدای بوق پیغام خودتان را بگذارید!!!:|
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
تو بهترین گل دنیایی، امّا نه صبر کن؛
.پـرچـم کمک داور بالاست، آفسایده!!! :)
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
نهنگ چیست؟
. خواهش من از لپ تاپم وقتی هنگه و به پرت پرت میفته..
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
امروز مخ دختر همسایمون رو کار گرفتم!!!
نه به خاطر اینکه دختری بس شایسته هست!
نه به خاطر اینکه پراید زیر پاشه!!!
نه به خاطر اینکه رتبه ۱۰۰ کنکور هست ها نه!!!
فقط به خاطر رمز وایرلسش!!! البته خودش گفت از همون اول میگفتی بهت میدادم یه همچین دختر همسایه ای داریم ما :)
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
از مزخرف ترین نصیحت های اطرافیان:
بهش فکر نکن!!:|
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
دقت کردید هر موقع بد تیپ میزنید یه نفری که خیلی مهمه واستون رو میبینید!
ما دبیرستانی بودیم شبیه کره الاغه کدخدا یورتمه میرفتیم مسیره مدرسه رو، حالا بیا دخترا رو ببین با چنان عشوه ای راه میرن که زنگ دوم میرسن سر کلاس .. :|
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
والا ما که نفهمیدیم …
. ﭘﺸﻢ ﺷﯿﺸﻪ، ﺩﻗﯿﻘﺎ ﮐﺠﺎﯼ ﺷﯿﺸﻪ ﺍﺳﺖ؟!
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
از یه اسب میپرسن چرا هر کس تورو میبینه سوارت میشه؟
اون اسب جواب نداد. سرشو انداخت پایین و هیچی نگفت.
میدونید چرا؟؟؟
چون اسبا نمیتونن حرف بزنن.
نه واقعا انتظار داشتین اسبها حرف هم بزنن؟؟؟:|
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
گاج منتشرکرد:
اولی ها، دومی ها، سومی ها، کنکوری ها…
خــــــاک بر سرتــون با این وضع درس خوندنتون… :))
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
هوس کوکتل شاه میگو با سس خرچنگو خاویار فراوان و کنیاک هنسی کردم…منتهی تاحالا نخوردم… :)))
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
ﮔﻮﮔﻞ ﻋﺰﯾﺰ ﺑﺬﺍﺭﺣـــــــــﺪﺍﻗﻞ ۲ ﺗﺎ ﺣﺮﻑ ﺍﺯ ﻧﻮﺷﺘﻤﻮ ﺗﺎﻳﭗ ﮐﻨﻢ ﺑﻌﺪ
ﺣــــــــــــﺪﺱ ﺑﺰﻥ ﺁﺑﺮﻭ ﺣﯿﺜﯿﺘﻢ ﺭﻓﺖ ﺟﻠﻮ همه :|
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
دیشب پشت چراغ قرمز یه دختره خشگل و ناز توی یه سانتافه بود …
براش دست تکون دادم ، اونم همینکارو کرد و بوسم برام پرت کرد !
خلاصه عشق وصفا و صمیمیت .. خیلی خوشگل داشت پا میداد
فقط تنها ایرادی که داشت این بود که سنش حدودِ ۴ یا ۵ سال بود:)))
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
میگن واسه کسی بمیر که برات تب کنه، الان یه نمه تب دارم ،برنامت چیه؟!! :)
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
دفاتر ازدواج به علت کسادی اعلام کردند با هر ازدواج دائم یک ازدواج موقت هدیه بگیرید!
هیچ کس تنها نیست حتی همسر اول
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻢ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﭘﺴﺮِ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﭼﻪ
ﺣﺴﯿﻪ؟
ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﺑﺮﻭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﺖ ﺑﭙﺮﺱ !!!!
•.•.•.•.•جوک خنده دار•.•.•.•.•
یک دقیقه بی تو برای من شصت ثانیه میگذره
پ چی فکر کردی؟؟؟؟ فکر کردی خیلی مهمی؟؟؟؟؟ برو بابااا

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 7 / 12 / 1392 ساعت: 21:8

اس ام اس سرکاری و ضد حال نیمه شب

☻☻☻اس ام اس سرکاری و ضد حال نیمه شب،اس ام اس خنده دار☻☻☻

میخواستم ببینم شبها که میخوای بخوابی، گوشیتو خاموش میکنی که سر کارت نزارن؟


از اونجایی که شتر در خواب بیند پنبه دانه،گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه، وظیفه خودم دونستم بیدارت کنم! آخه داشتی بالشتتو می خوردی!

اس ام اس سرکاری و ضد حال نیمه شب

☻☻☻اس ام اس سرکاری و ضد حال نیمه شب،اس ام اس خنده دار☻☻☻

میخواستم ببینم شبها که میخوای بخوابی، گوشیتو خاموش میکنی که سر کارت نزارن؟

اس ام اس سرکاری و ضد حال نیمه شب

☻☻☻اس ام اس سرکاری و ضد حال نیمه شب،اس ام اس خنده دار☻☻☻

شده خواب ببینی که وقتی خوابیدی تو خواب داری خواب میبینی که خوابی و داری می خوابی و خواب خوابو میبینی که در اون حالی که تو خواب داری خواب خواب رو میبینی تو خواب همونطور که خوابی یکی دیگه هم مثل خودت خوابه و تو خوابش خوابه خوابو میبینه و همین طور که خوابیده تو خواب به تویی که خوابی بگه:چقدر سرکاری؟

اس ام اس سرکاری و ضد حال نیمه شب

این SMS تنها برای بیدار کردن شما ارسال شده و هیچ ارزش دیگری ندارد حالا می تونی بری بخوابی شب بخیر……

اس ام اس سرکاری

پاشو سرت از رو متکا افتاده پایین

اس ام اس سرکاری و ضد حال نیمه شب

ببخشید که دیر وقته ولی یه سوال داشتم که خیلی وقت میخواستم ازت بپرسم که الآن یادم اقتاد : ایران به کشورهای دیگر نفت میفروشه بشکشو پس میگشیره یا با بشکه میده؟!؟!؟!؟

اس ام اس سرکاری و ضد حال نیمه شب

☻☻☻اس ام اس سرکاری و ضد حال نیمه شب،اس ام اس خنده دار☻☻☻

سلام …. تو رو خدا ببخش … نمیخواستم این موقع شب بیدارت کنم ….. واقعاً ببخش …. سعی کن درکم کنی … من موبایلم گم شده زنگ بزن به گوشیم تا ببینم کجاست !. شرمندهام

اس ام اس سرکاری و ضد حال نیمه شب

ای بابا هر شب من باید عین اسکلا با اس ام اس بیدارت کنم ؟ خوب خودت مث بچه ادم پاشو دیگه

اگه خوابی بیدار شو .اگه بیداری بشین .اگه نشستی پاشو راه برو .اگه راه میری بدو. اگه میتوی یه پشتک بزن و خوشحال باش که از طرف من یه اس ام اس اومده واست

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 7 / 12 / 1392 ساعت: 21:3

ترک سیگار و ترک قلیان با این نکات!

همیشه در همه ی جاها ،سایت ها، کتاب ها ، مجلات و .. درباره مواد سمی خطرناک موجود در سیگار و قلیان صحبت به میان آمده است و این موضوع، امری تکراری و خسته کننده شده است و ما نیز در این مطلب نمی خواهیم بیشتر بر مضررات سیگار تمرکز کنیم چون کسی که سیگار میکشد به خوبی این مضرات را لمس میکند و میداند که مصرف مواد دخانی بر بدنش چه تاثیراتی میگذارد معمولا تجربه بیشتر افراد سیگاری و قلیانی نشان داده است.

بقیه در ادامه مطلب...


ترک سیگار و ترک قلیان با این نکات!

همیشه در همه ی جاها ،سایت ها، کتاب ها ، مجلات و .. درباره مواد سمی خطرناک موجود در سیگار و قلیان صحبت به میان آمده است و این موضوع، امری تکراری و خسته کننده شده است و ما نیز در این مطلب نمی خواهیم بیشتر بر مضررات سیگار تمرکز کنیم چون کسی که سیگار میکشد به خوبی این مضرات را لمس میکند و میداند که مصرف مواد دخانی بر بدنش چه تاثیراتی میگذارد معمولا تجربه بیشتر افراد سیگاری و قلیانی نشان داده است که ابتدا به دلیل غم و غصه و فکر های آزار دهنده و شرایط سخت زندگی (که البته در برخی مواقع می توان با یک دیدگاه واقع بینانه فهمید که زندگی آنچنان هم سخت و آزار دهنده نیست ) پناه به سیگار و قلیان و .. می آورند و پس از مدتی میبینند که نه تنها غم و غصه اشان رفع نشد بلکه روز به روز به این افکار اضافه شد و تا جایی که همیشه در خلوت خود میگویند که من چرا سیگار میکشم من چرا به این روز افتادم و روز به روز احساس تنفر از این ماده ی قاتل و کثیف میکنند و کسی که اظهار میدارد که من از سیگار کشیدن لذت میبرم مسلما اول راه است و یا اون تاثیرات جدی را به چشم ندیده است و تجربه نکرده است مسلما وقتی آدم یک بیماری را شخصا تجربه میکند می فهمد که چقد سختی در این بیماری وجود دارد وگرنه با گفتن، شاید برخی نتوانند درک کنند و یا اون شرایط رو حس کنند. سیگار و قلیان معمولا با توجه به وجود مواد سمی از جمله نیکوتین و دی اکسید کربن و مونو اکسید کربن که دو گزینه آخر معمولا از اگزوز ماشین و دودکش خانه ها و کارخانه ها به هوا وارد میشود و از نظر سمی بودن و قدرت اختلال در سیستم بدن بسیار خطرناک میباشند و همیشه یک فرد تا مدت زمانی سیگار یا قلیان میکشد و به یک دفعه از پا می افتد نمونه های مشابه هم زیاد وجود دارد از کسانی که دور و بر ما هستند و بالفرض ۲۰ سال سیگار کشیده اند و بعد از ۲۰ سال یهو دریچه قلبشان مسدود شده است و سالها در بیمارستان بستری شده اند و حتی موقعی که به حیات برگشته اند که برخی از اعضای خود را از دست داده اند و به صورت اجباری سیگار نکشیده اند ولی تا آخر عمر از عواقب آن زجر کشیده اند و حسرت هم نوعان خودشان را خورده اند. پس چه بهتر که ما از همین امروز از همین الان این ها را ببینیم و دچار سرنوشت آنها نشویم خیلی چیزها را نباید تجربه کرد چون تجربه آنها، سنگین تمام میشود. . برای ترک سیگار بهتر است لحظه ای تصمیم بگیریم یعنی کار را موکول نکنیم به فردا ، پس فردا ، شنبه ، اول ماه ، اول هفته ، اول سال و… این ها همش بهانه و البته کارهای شیطان است در قرآن نیز در سوره ناس به یک ویژگی شیطان به نام خناس اشاره شده است که این ویژگی شیطان اینگونه هست که فرد وقتی تصمیمی می گیرد به وی می گوید که بزار از فردا انجام میدی وقتی فردا میشود می گوید که امروز فکر و غصت زیاده بزار بمونه برای اول هفته .. و اول هفته یه دلیل توجیه کننده و این جور میبینی که سالهاست می خوای سیگارو ترک کنی و فقط امروز و فردا میکنی و کار به جایی نمیبری.پس برای ترک عادات بد ازجمله سیگار و قلیون تصمیم آنی میگیریم و از همان لحظه شروع میکنیم حتی نمیزاریم که شب بشه و از صبح روز بعد شروع کنیم .. نه! از همین الان. دوم اینکه اراده خیلی مهم است انسان اگر اراده بکند طبق فرمایش خداوند در قرآن می تواند کرات را تسخیر کند پس اراده خیلی مهمه اینکه فرد واقعا بخواد و این فعل خواستن می تونه خیلی چیزارو تغییر بده ..سوم ورزش کردنه که خیلی تاثیر میزاره و اعتماد به نفس آدم رو افزایش میده و کمک شایانی به ترک سیگار میکنه چن وقتی فرد سیگار رو ترک میکنه دیگه از بیرون ماده اعتیاد آوری بنام نیکوتین به بدن فرد نمیرسه و در این موقع است که فرد با ورزش کردن میتونه شاداب تر بشه چون هنگامی که ورزش میکنیم ماده ای به نام سیروتونین در مغز ترشح میشود که باعث حس شادابی و لذت از زندگی میگردد. چهارم نشمردن روزهاست یعنی اینکه نشماریم چند روزه سیگار نکشیدیم و برای همیشه ترک کنیم و شمار زمان را فراموش کنیم . چون طبق یه داستان واقعی یک فردی سیگار را میکنه میاد پیش یه عالم میگه من سیگارو ترک کردم ولی نمی دونم واقعا ترک کردم یا نه ! عالم ازش می پرسه که چند مدته ترک کردی ؟ میگه ۱ سال ۲ ماه ۵ روز! و تا روزش دقیق به اون عالم میگه ، عالم در جواب میگه که شما سیگار رو ترک نکردی تا زمانی که شمار زمان رو فراموش نکنی و روزها رو بشمری یعنی احتمال دارد که دوباره برگردی پس تو هنوز ترک نکردی! پنجم ایجاد تفریح ها و وقت گذرونی های سالم از جمله اینترنت گردی ، بازی کامپیوتری، ورزش گروهی (همچون فوتبال و پینگ پینگ و ..) رفتن به اماکن تفریحی همچون استخر و باشگاه و .. که این ها نیز می تواند کمک زیادی در ترک سیگار و قلیون و کلا مواد دخانی به شما بکند .ششم یک دوست خوب پیدا کنید و با وی در ارتباط باشید و هرموقع سیگار یا قلیان به ذهنتان خطور کرد با وی حرف بزنید مسلمان حرف های وی شما را سرد خواهد کرد و اینکه طبق گزارش سایت یورفان تحقیقات پژوهش های جدید نشان داده است که اغلب افرادی که سیگار را ترک می کنند و مواقعی از روز استعمال سیگار شدیدا به سرشان میزند درصورتی ۱۵ دقیقه تحمل کنند پس از ۱۵ دقیقه این حس به کلی پایان خواهد یافت . و در اخر این نکته را بگوییم که تاثیر عبادت و مناجات با خالق هستی بیشترین تاثیر را خواهد گذاشت و حتی در تحقیقات جدید محققین به تاثیر عناصر معنوی همچون عبادت نماز،قرآن خواندن در آرامش افراد (توسط سیگنال های مغزی که ارسال میشود) پی برده اند. پس سعی کنیم در ساعاتی از روز به مناجات و قرآن خواندن و رفتن به امامزاده ها و در صورتی که در شهری مذهبی هستید به حرم های موجود در آن شهر برویم و در آنجا علاوه بر گذشتن مفید وقت ، به عبادت و مناجات بپردازیم . ان شاالله روزی برسد که زمین از این ماده کثیف پاک باشد و شما نیز بتواند به جمع ۱۵ درصد از افرادی که موفق به ترک شده اند بپیوندید.

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 7 / 12 / 1392 ساعت: 20:46

مردها تلاش زن را برای سازمان دهی، برنامه ریزی و حل مشکلات می بینند و سپس آن را به اشتباه به عنوان تلاشی از جانب زن برای کنترل مرد و بهره کشی از آن تعبیر می کنند.به گفته روان شناسان، اغلب مردها باورهای نادرستی در مورد زنان دارند که اغلب گله گذاری های آنان را شامل می شود.


ودر ادامه...


مردها تلاش زن را برای سازمان دهی، برنامه ریزی و حل مشکلات می بینند و سپس آن را به اشتباه به عنوان تلاشی از جانب زن برای کنترل مرد و بهره کشی از آن تعبیر می کنند.به گفته روان شناسان، اغلب مردها باورهای نادرستی در مورد زنان دارند که اغلب گله گذاری های آنان را شامل می شود.

شناخت صحیح و درک زن ها:

به گفته روان شناسان، اغلب مردها باورهای نادرستی در مورد زنان دارند که اغلب گله گذاری های آنان را شامل می شود. این باورهای غلط ناشی از عدم شناخت صحیح و عدم درک روحیه لطیف زن هاست و آن ها را برای شناخت بیش تر آقایان از همسرانشان بیان می کنیم:

هفت باور نادرست مردها درباره ی زن ها:

۱ – زن ها سیری نا پذیرند

۲ – حفظ و نگهداری آن ها مشکل است

۳ – زن ها می خواهند مردها را کنترل کنند

۴ – زن ها حسود هستند

۵ – زن ها زیاده از حد احساساتی هستند

۶ – زن هایی که قوی و توانا هستند، نیازی به مراقبت ندارند

۷ – زن ها آزادی مرد را مختل می کنند

باور غلط : زنها سیری ناپذیرندمردها، تمایل و گرایش همیشگی زن مبنی بر بهبود و اصلاح کارها را با پر توقع بودن و سیری ناپذیری مزمن او اشتباه گرفته اند. این طبیعت زن است که به فکر بهبود، اصلاح و ارتقاء همه چیز است.

زنها – دست کم بیش تر آنها – بسیار کم توقع اند و می توان به راحتی با کوچک ترین چیزها خوشحالشان کرد. با یک لبخند، اظهار محبت و دلتنگی در آغوش گرفتن و … خواهید دید چطور از شادی لبریز خواهند گشت.باور غلط : حفظ و نگهداری زن ها مشکل استواقعیت این است که حفظ و نگهداری روابط صمیمی مشکل است. زن ها می خواهند رابطه شان سالم و صمیمی باشد و بدین جهت از مردها توقع دارند برای این منظور وقت بگذارند و بر روی صمیمیت رابطه تلاش کنند.زنها استانداردهای بالایی برای روابط صمیمی خود دارند، نه از آن رو که ایرادگیر و پرتوقع هستند، بلکه از آن جهت که عمیقاً متعهد و پایبند بوده و می خواهند که موفق باشند.باور غلط : زن ها می خواهند مردها را کنترل کنندمردها تلاش زن را برای سازمان دهی، برنامه ریزی و حل مشکلات می بینند و سپس آن را به اشتباه به عنوان تلاشی از جانب زن برای کنترل مرد و بهره کشی از آن تعبیر می کنند.واقعیت این است که زنها می خواهند کمک کنند، ایفای نقش کنند، بهبود بخشند، ارتقاء دهند و به حساب آورده شوند.یکی از رایج ترین شکایت های زن ها از مرد زندگی شان آن است که بیش تر مردها، در فرآیند تصمیم گیری خود، زن ها را دخالت نمی دهند. از آن جا که زن ها از این احساس بیزارند، پس تلاش می کنند تا خود را به نحوی در جریانات زندگی همسرشان وارد کنند. بدین معنا که سوال می پرسند و راه حل ارایه می دهند. مرد، علاقه و کمک همسرش را به معنای تلاش برای مداخله و سلطه جویی معنا می کند.

باور غلط : زن ها حسود هستند

واقعیت این است که زن ها محافظ و نگهبان روابط صمیمی و نزدیک خود هستند و می خواهند از رابطه خود با مردی که دوستش دارند محافظت کنند. نه از آن جهت که به همسر خود اعتماد ندارند، بلکه از آن رو که او را دوست دارند. به طور غریزی و فطری، زنان از هر چه برایشان ارزشمند باشد، مراقبت می کنند.

باور غلط : زن ها زیادی احساساتی هستند

یکی از زیباترین ویژگی های زنها این است که قابلیت این را دارند که حس کنند و احساس داشته باشند و این احساسات را نشان دهند و ابراز کنند و این موهبتی بس گران بهاست. اما باور غلط این است که نشان دادن احساسات ،کیفیتی ضعیف تر و ناخواستنی تر از پنهان کردن احساسات می باشد. این همان پیامی است که اغلب مردها در کودکی و هنگامی که پسربچه ای بودند دریافت کرده اند. این که گریه نکردن، بهتر از گریه کردن است. خشن و قوی بودن، بهتر از ترسو بودن است. مستقل بودن بهتر از نیازمند بودن است.بنابراین مردها، اغلب احساسات طبیعی زن ها را به غلط ،ضعف نفس تلقی می کنند و توانایی آنها را در حس کردن و احساس داشتن را به زیاده روی احساسی تعبیر می کنند.مردها معمولاً زن را متهم می کنند که زیاده از حد احساساتی هستند. به این دلیل که مسیولیت گفتار یا رفتار نامهربانانه و احیاناً خشونت آمیز خود را نپذیرند.بیشتر زن ها زیادی احساساتی نیستند، بلکه فقط احساساتی هستند! مردها هم همینطور. اما نمی توانند به راحتی احساسات خود را نشان دهند یا ابراز کنند. حقیقت آن است که مردها به همین دلیل زن ها را بسیار دوست دارند، همین حساس بودن، احساساتی بودن و توانایی حس کردن زن، دلیل آن است، زیرا همین احساساتی بودن زنهاست که به آنها امکان می دهد به مردها محبت بورزند و چنین احساسات خوبی را در آنها تولید کنند.

باور غلط : زن های قوی نیازی به توجه و مراقبت ندارند

اشتباهی که مردان مرتکب می شوند این است که قدرت و توانایی را با خودکفایی اشتباه می گیرند. صرف این که زنی قوی و با اعتماد به نفس است به این معنا نیست که هیچ گونه نیازی ندارد و اصلاً به این معنا نیست که به شخص توانمند و نیرومند دیگری نیاز ندارد و این گونه نیست که هرگز خسته، ترسیده، وحشت زده و بی رمق نمی شوند.واقعیت این است که اگر زنی به تنهایی هم قادر به انجام تمام کارها باشد، باز دوست دارد قدرت، توان، حمایت و مراقبت مردش را حس کند. هر قدر هم زنی قوی و مستقل باشد، همچنان نیاز دارد که احساس کند به طرق مختلف از او مراقبت می شود.

باور غلط: زن ها آزادی مرد را مختل می کنند

مردها اغلب به اشتباه، درخواست های طبیعی و منطقی زن ها را مبنی بر شرکت در رابطه، با تلاش زن برای سلب آزادی مرد اشتباه می گیرند. زن ها دوست دارند روابطی متعهدانه و صمیمانه ایجاد کنند.هر کسی به مجرد این که به رابطه ای وارد می شود، مقادیری از آزادی های شخصی خود را از دست می دهد. چرا که از حالا به بعد شخصی که با او رابطه برقرار کرده اید، به آنچه می گویید یا رفتار می کنید، واکنش نشان خواهد داد.آزادی واقعی به این معنا نیست که چه کارهایی می توانید بکنید و چه کارهایی نمی توانید بکنید. بلکه به معنای آزادی در محبت ورزیدن آن هم بدون ترس و دریافت کردن بدون مقاومت و دادن و بخشیدن بی دریغ می باشد.زن ها هرگز سعی ندارند چیزی را از مرد سلب کنند. برعکس آنها می خواهند محبت، فداکاری، از خودگذشتگی، تعهد، پایبندی و وفاداری خودشان را به مرد هدیه کنند. تمام تلاش های یک زن برای ایجاد رابطه با همسرش و صمیمی بودن و حل مشکلات است نه برای سلب آزادی از مرد.


برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری تاريخ: 7 / 12 / 1392 ساعت: 20:38

صفحه بندی